درکتابهای کیمیاگری که دانشمندان ایرانی به زبان عربی نوشته اند،واژه الاکسیر یا کیمیا ، به معنای وسیله ای برای بدست آوردن چیزی است. مثلا کیمیای سعادت (وسیله بدست آوردن خوشبختی) کیمیای غناء (وسیله بدست آوردن ثروت)و کیمیای قلوب (وسیله بدست آوردن دلها) بیانگر این نکته است . کتابهای کیمیاگرانه که توسط دانشمندان ایرانی به زبان عربی نوشته شده است ( فارسی، زبان شعر و ادبیات و عربی، زبان علمی در اوائل قرون بعد از اسلام بود ) بازتاب کاربرد نیروهای انسانی برای تغییر دادن ماده است . مراجعی که کیمیاگران ایرانی برای کار خود استفاده میکردند ، کتابهای فیلسوفان یونانی مثل فیثاغورت ، آرکیالوس ، سفراطو افلاطون بود. خود ارسطو یعنوان مولفکتابهای فیزیک است که یک بخش آن به کیمیاگری اختصاص دارد.

 

درکتابهای عربی ، ضمنا به لوح زمردین هرمس "سه بار به بزرگی رسیده" اشاره میشود. کیمیاگرانو یا شاید باید بگوییم شیمیاگران ایرانی ، بیشتر به بخش علمیو تئوری کیمیاگری رغبت نشان میدادند. مثلا بررسی ترکیب مواد با خواص ( گرم ، سرد ، خشکو مرطوب ) و همینطور ترکیب آتش و بادو آب و خاک، موارد مورد بحث آنها در این علم شیمیاگری بود. ابوعلی سینا یک رساله ای دارد به نام روح کیمیاگری De Anima in arte alchimiae که تنها نسخه باقیمانده از آن به زبان لاتین در دسترس می باشد. در آن رساله ابن سینا ، نظریه ارسطو را بسط میدهدو می گوید که اگر جسم خشک و سرد باشد معنای آن این است که خصوصیت سردیو خشکی مسلط بر آن جسم است در حالیکه رطوبت و گرمی ویژگی ضعیف آن است . ( بعدها یونگ این موارد را در تیپ شناسی خود بکار برد که به آن اشاره خواهم کرد) . اما حادثه ای از بیرون میتواند این ویژگی را تغییر بدهدو تعادل را ایجاد کندو لابراتوار کیمیاگران ایرانی به این معطوف شد که چگونه طبیعت اشیا را متعادل کنند! آنها ضمنا به فرضیه پیدایش سنگهای قیمتی بر اثر تابش نور آفتاب اعتقاد داشتند. همچنین به باور آنها، ذرات آب که سردو مرطوب است بر اثر تابش آفتاب به گرم و مرطوب ( بخار) تبدیل میشود. ذرات خاک که سردو خشک است وقتی که بر اثر تابش خورشید دود میشود با ترکیب بخارو دود ، جیوه بوجود می آید اما اگر بخار خیلی غلیظ باشد به جای جیوه ، سولفور بوجود می آید. ( همانطور که اشاره شد یونگ بعدها همین تفکر ابن سینا را مبنای تیپ شناسی روانی و همینطور مراحل فرآیند تفرد قرار داد) .

 

به زعم کیمیاگران اسلامی ، قدرت کیمیاگر چیزی مشابه قدرت خلاقیت آفریدگاری بود که کیمیاگران بخاطر تفکر اسلامی سعی بر فرو کوفتن این رقابت با خدا بودند. شاید هم به همین دلیل اوراق کیمیاگری خیلی رمزی و سری نوشته میشد تا افراد محکوم به رقابت با خداو آفریدگاری نشوند. بعدها کیمیاگران قدرت خود را از تائیدات خدا میگرفتند و میگفتند تا خدا نخواهد هیچ تغییری صورت نخواهد گرفت. 

 

در دیباچه کتاب "کتاب السبعین" جبیر بن حیان کیمیاگر مشهور ایرانی زاده طوس (721-815 میلادی) عمدا مطالب را در هم وآشفته می نوشت تا کیمیاگران تازه کار طمع کار نشوند . ( امروزه در زبان انگلیسی وقتی خطی ناخوانا است و یا مطلبی نا مفهوم است به آ ن می گویند " دست خط جبیری و یا مطلب جبیری) ! 

 

جبیر طوسی یا جبیر بن حیان ، ریاضیدان و هندسه دان برجسته ای هم بود . او بعدها از ایران به دعوت هارون الرشید به کوفه مهاجرت کردو کیمیاگر خاص دربار هارون الرشید شد. او با امام جعفر صادق دوستی نزدیک داشت و آنها با هم مراودات و نامه نگاری در زمینه کیمیاگری داشتند.کتاب Corpus jabianum جبیر حیان بعدها مورد استفاده کیمیاگران قرون وسطی در اروپاو سپس توجه کارل یونگ روانشناس سوئیسی را بخود جلب کرد.

 

جبیر به فیثاغورث علاقه خاصی داشت و درکتاب المشاهدات خود بکرات از او نام برده است ( هر چند شهرت فیثاغورث نزد دانشمندان ایرانی ، عدد شناسی او بود ). جبیر حیان کتاب مشهور خود اسطرلاب ( ستاره شناسی و نجوم ) را برمبنای فرضیات فیثاغورث نوشت ، ولی شهرت عمده جبیر به علم کیمیاگری، فرمول ارسنیک ، نرم کردن فلزات ، شیشه سازی ، حکاکی برروی طلاو نیروی مغناطیسی بود

 

/ 0 نظر / 8 بازدید