شیمی.کیمیاگری.auبده بازی.جیوه.مواد شوینده..ملامین.شیشه.بلور.
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/۱٢/۱٥

گوگرد یا سولفور با نماد شیمیایی S نام یک عنصر شیمیایی است که در گروه ششم (VIA) و دورهٔ سوم از جدول تناوبی عنصرها جای گرفته‌است. این عنصر در خانوادهٔ اکسیژن قرار دارد، پیش از آن فسفر، پس از آن کلر، در بالای آن اکسیژن و پایین آن سلنیوم جای گرفته‌است نماد شیمیایی آن S و عدد اتمی آن ۱۶ است.اکتشاف این عنصر به پیش از تاریخ بازمی‌گردد

گوگرد یک نافلز بی‌بو، بی‌مزه و چند ظرفیتی است که بیشتر به شکل بلورهای زرد رنگ موجود در کانی‌های سولفید و سولفات شناخته شده‌است. گوگرد عنصری مهم برای همهٔ موجودات زنده‌است برای نمونه می‌توان به حضور گوگرد در ساختار اسید آمینوها و پروتئین‌ها اشاره کرد. این عنصر به صورت اولیه در کودها استفاده می‌شود؛ ولی به صورت گسترده‌تر در باروت، ملیّن‌ها، کبریت‌ها و حشره‌کش‌ها نیز به کار گرفته می‌شود.

پیشینه

 
 

گوگرد که اسم لاتین آن Sulphur می‌باشد از زمان‌های باستان شناخته شده بوداین عنصر با نام Brimstone در اسفار پنجگانه کتاب مقدس آمده‌است هومر نیز گوگرد حشره‌کش را در قرن ۹ قبل از میلاد ذکر کرده بود. در سال ۴۲۴ قبل از میلاد قبیله Bootier دیوارهای یک شهر را با سوزاندن مخلوطی از ذغال و گوگرد سوزانیده و خراب کردند. زمانی نیز در قرن ۱۲ در چین باروت که مخلوطی از نیترات پتاسیم KNO3 کربن و گوگرد بود کشف شد.

کیمیاگران اولیه برای گوگرد نماد مثلثی که در بالای یک خط قرار داشت در نظر گرفته بودند. این کیمیاگران از روی تجربه می‌دانستند که عنصر جیوه می‌تواند با گوگرد ترکیب شود.

سوگند یا سئوکند در اصل به معنای گوگرد بوده‌است. در دوران گذشته یکی از روش‌های نهایی اثبات اتهام یا برائت متهمان، خوراندن آب گوگرد به آنان بوده‌است. چنانچه متهم بعد از خوردن گوگرد یا همان سوگند زنده می‌ماند، حکم به برائت وی می‌دادند. اصطلاح سوگند خوردن که تأکید شخص بر صحت گفته‌هایش است، در اصل از همین آیین گرفته شده‌است

در اواخر دهه ۱۷۷۰ آنتوان لاووازیه توانست مجامع علمی را متقاعد کند که گوگرد یک عنصر است و نه یک ترکیب

ویژگی‌ها

 

ظاهر این نافلز به رنگ زرد کمرنگ می‌باشد که بسیار سبک و نرم است. این عنصر به هنگام ترکیب با هیدروژن بوی مشخصی داشته که مشابه بوی تخم‌مرغ فاسد شده‌است.گوگرد با شعله آبی رنگ سوخته و بوی عجیبی از خود ساطع می‌کند (بنگرید به تصویر روبه‌رو). گوگرد در آب حل نمی‌شود ولی در دی‌سولفید کربن (سولفور دو کربن) حل می‌شود حالت‌های معمول اکسیداسیون این عنصر ۲-و۲+و۴+و۶+ است که ۲- و ۴+ کاهنده‌اند و تمایل رسیدن به ۶+ که پایدارتر است را دارند و حالت‌های ۴+ و ۶+ از قاعده هشت‌تایی (اشاره به ساختار گوگرد) پیروی نمی‌کنندگوگرد در تمام حالت‌های مایع، جامد و گاز شکل‌های چندگانه دارد که ارتباط بین آنها هنوز کاملاً درک نشده‌است. گوگرد کریستالی به صورت حلقه گوگردی S8 نشان داده می‌شود.

نیترید گوگرد پلیمری خواص فلزی دارد و این در حالی است که هیچ گونه اتم فلزی در خود ندارد(شبه فلز است این عنصر همچنین خواص نوری و الکتریکی غیر معمول دارد. گوگرد غیر متبلور یا پلاستیک با عمل سرد کردن سریع کریستال گوگرد حاصل می‌شود. مطالعات در زمینه اشعه ایکس نشان می‌دهد که گونه غیر متبلور و بی‌نظم ممکن است که ۸ اتم در هر ساختار پیچشی ستاره مانند داشته باشد.

گوگرد می‌تواند به دو حالت کریستالی بدست آید به صورت اورتورومبیک (گوگرد هشت وجهی) یا بلور مونو کلینیک که اولی در دماهای معمولی پایدارتر می‌باشد

ایزوتوپ‌ها

 

گوگرد ۱۸ ایزوتوپ دارد که چهار عدد از آنها پایدار هستند

شیمی عنصر

 
 

از آنجایی که گوگرد یک نافلز است انواع ترکیبات یونی به وجود می‌آورد:

ترکیبات معدنی

سولفید

  • گالن یک که نام علمی آن سولفید سرب است نیز یک ترکیب مشتق از گوگرد است که در صنایع نیمه‌رساناها کاربرد دارد.
  • سولفید آهن
  • سولفید روی
  • کربونیل سولفید – COS
  • کربن دی‌سولفید – CS۲
  • مس (I) سولفید – Cu۲S
  • مس (II) سولفید – CuS
  • ژرمانیوم (II) سولفید – GeS
  • ژرمانیوم (IV) سولفید– GeS۲
  • طلا (I) سولفید – Au۲S
  • سولفید هیدروژن – H۲S
  • سرب (II) سولفید – PbS
  • جیوه (II) سولفید – HgS
  • مولیبدنیوم دی‌سولفید – MoS۲
  • پنتاسولفید آنتیموان – Sb۲S۵
  • پتاسیم سولفید – K۲S
  • سولفید نقره – Ag۲S
  • سدیم هیدروسولفید – NaSH
  • سولفان – H۲S
  • ایتریوم (III) سولفید – Y۲S۳

سولفات

 
  • سولفات لیتیم
  • سولفات روی
  • سولفات آلومنیوم – Al۲(SO۴)۳
  • آمونیوم سولفات – (NH۴)۲SO۴
  • باریوم سولفات – BaSO۴
  • کادمیوم سولفات – CdSO۴
  • کلسیم سولفات (گچ) – CaSO۴
  • سریوم (IV) سولفات – Ce(SO۴)۲
  • کبالت (II) سولفات – CoSO۴

سولفیت

  • سولفیت سدیم – Na۲SO۳

ترکیبات آلی

سم‌های فسفاته آلی در طول جنگ جهانی دوم در آلمان گسترش یافتند. سم دی‌ایزوپزوپیل فلوئور فسفات (DFP) یک معرف بسیار سمی است. پاراتیون و مالاتیون ترکیبات آلی فسفره هستند و به عنوان حشره‌کش موثر و کم‌دوام گسترش یافته‌اند.. در ساختمان شیمیایی پنی سیلین نیز گوگرد موجود است.

در تخم‌مرغ هیدروژن سولفید وجود دارد این ماده در آب حل می‌شود و اسید تولید می‌کند

نقش بیولوژیکی

 

اسید آمینه‌های سیستئین (به انگلیسی: Cysteine)‏ متیونین (به انگلیسی: Methionine)‏،هوموسیستئین (به انگلیسی: Homocysteine)‏، تائورین (به انگلیسی: Taurine)‏ و همچنین برخی از آنزیم‌ها حاوی گوگرد هستند

نزدیک به ۰٫۲۵ درصد از وزن بدن انسان را گوگرد تشکیل می‌دهد. گوگرد در کراتین که در ساختار مو و ناخن است، جز عناصر اصلی محسوب می‌شود همچنین ترکیبات گوگرددار (VSC) باعث ایجاد بوی بد در دهان می‌گردند

ترکیبات دی‌سولفیدی مابین پلی‌پپتیدها(پلی‌پپتید از به هم پیوستن چندین پپتید حاصل می‌گردد) در ساختار پروتئینی بسیار مهم می‌باشند. برخی از گونه‌های باکتری از سولفید هیدروژن بجای آب در فرایند فتوسنتز خود استفاده می‌کنند

کانی‌ها

عنصر گوگرد در طبیعت به صورت طبیعی و خالص، یا به صورت ترکیبات سولفید و سولفات همراه با دیگر عناصر فلزی و نافلزی یافت می‌شود. گوگرد سرد و خالص، زرد رنگ می‌باشد ولی بیشتر به سبب حرارت بالا یا ناخالصی‌ها تغییر رنگ می‌دهد. بنا به سیستم تبلور، این نوع گوگرد به صورت گوگرد آلفا (رومبیک یا اکتاهدرال) گوگرد بتا (مونوکلینیک یا منشوری)، گوگرد گاما (پلاستیک) و گوگرد بی‌شکل (کلوئیدی) می‌باشد.

عنصر گوگرد به همراه عناصر دیگر در کانی‌های مختلفی یافت می‌شود که مهمترین آنها، پیریت، مارکاسیت، پیروتیت، کالکوپیریت، کالکوزیت، کوولیت، بورنیت، اسفالریت، انیدریت، ژیپس و... است

منابع معدنی

عنصر گوگرد به صورت ترکیبات مختلف در کانسارهای بسیاری قابل پی جویی و اکتشاف است.

  • کانسارهای گوگرد آزاد:

در این گونه کانسارها گوگرد به صورت طبیعی یافت می‌شود و براساس خاستگاه آنها، خود به چهار گروه تقسیم می‌شوند:

    • کانسارهایی با خاستگاه زیستی:

که باکتریها در تشکیل آنها نقش اصلی را داشته و معمولاً رسوبی هستند.

    • کانسارهایی با خاستگاه آتشفشانی:

گوگرد در سنگ‌های آسمانی، در مجاورت چشمه‌های جوشان و همچنین آتش‌فشانهاو مخروطهای آتشفشانی و یا به صورت رگه‌های گوگردی در داخل سنگهای آتشفشانی یافت می‌شود.

 
    • کانسارهایی با خاستگاه اکسیداسیون و احیا

اینگونه ذخایر معمولاً کوچک هستند و کاوک‌ها و شکاف‌های سنگ‌ها را پر می‌کنند.

    • کانسارهایی با خاستگاه گرمابی:

گوگرد در این کانسارهای از واکنش شیمیایی بین هیدروکربنها و انیدریت در حرارت و فشار زیاد ایجاد می‌گردد

  • کانسارهای سولفیدی گوگرد:
    • کانسارهای سولفورهای آهن:

گوگرد به صورت ترکیبی همراه با دیگر عناصر به صورت سولفید (مانند:پیریت یافت می‌شود. گوگرد در این کانسارها، از کانی‌های غیرآهنی همراه با پیریت و پیروتیت بدست می‌آید. همچنین در کانسارهای رسوبی آهن لایه‌ای که دارای زون سولفیدی می‌باشند، گوگرد یافت می‌شود.

    • کانسارهای سولفورهای فلزی غیر آهنی:

گوگرد همراه با کانی‌های سولفوره مانند اسفالریت بازیابی می‌شود.

  • کانسارهای سولفاتی:

از بزرگترین منابع گوگرد به شمار می‌روند. گوگرد در این نوع کانسارهای همراه با مواد معدنی مانند گچ(CaSO4·2H2O)و انیدریت است. همچنین همراه با سولفات باریوم یافت می‌شود.

 
  • گاز طبیعی و نفت:

مهمترین ذخایر گوگرد در جهان امروز به شمار می‌آیند. از این منابع، گاز طبیعی بهمراه گاز ترش یا هیدروژن سولفوره گازی (H2S) استخراج شده و گوگرد آزاد بعنوان محصول همراه بازیابی می‌گردد. گوگرد همچنین در نفت خام و گازهای طبیعی وجود دارد. از جهتی دیگر نکته شایان ذکر در مورد وجود ترکیبات گوگرددار در مواد نفتی قابلیت خورندگی آنها و صدمه زدن به تجهیزات توزیع است

  • ماسه‌های قیری و نفتی:

گوگرد به صورت کمپلکس آلی در آنها وجود داشته و به عنوان محصول همراه به هنگام پالایش آنها، بدست می‌آید.

  • زغال سنگ و شیل نفتی:

این عنصر در مقادیر کم نیز از زغال سنگ و نفت که در هنگام سوختن دی‌اکسید گوگرد تولید می‌کنند بدست می‌آیداستانداردهای سوختی بصورت فزاینده‌ای به گوگرد برای استخراج سوختهای فسیلی نیاز دارند، لیکن دی اکسید گوگرد با قطرات آب ترکیب شده و باعث بوجود آمد باران اسیدی می‌شود

  • اقیانوس ها:

گوگرد در آب اقیانوسها به صورت سولفات‌های محلول کلسیم، منیزیم و پتاسیم وجود دارد

بنا بر آمار سال ۲۰۰۱ میلادی، کشورهای کانداا هلند، اسپانیا، چین و آمریکابیشترین میزان ذخایر گوگرد دنیا را بخود اختصاص داده‌اند

کانسارهای گوگرد در ایران

بیشتر کانسارهای گوگرد ایران به صورت ترکیب با گازهای ترش و منابع نفتی همراه‌است که امروزه از این منابع مقادیر نسبتاً زیادی گوگرد تولید و صادر می‌گردد.

از مهمترین کانسارهای دگرگونی گوگرد در ایران می‌توان به کانسار بستانه در غرب بندر لنگه (ذخیره ۵۰۰ هزار تن)، کانسار خمیر در شمال غرب بندر خمیر (ذخیره ۴۰۰ هزار تن)، کانسار دستکده در پایانه غربی جزیره قشم (ذخیره ۲۵ هزار تن)، کانسار لاتیدان در غرب بندرعباس (ذخیره ۶ هزار تن)، کانسار غرب بندرعباس (ذخیره ۱۲۰ هزار تن) و کانسار دلازیان در جنوب شرق سمنان(ذخیره ۱ میلیون تن) اشاره نمود.

تعداد کانسارهای معدنی گوگرد ایران حدود ۵۰ واحد است که از این تعداد هیچ معدنی فعال نیست. ذخیره اعلام شده این معادن حدود ۵،۷ میلیون تن می‌باشد

کاربردها

گوگرد به صورت آزاد و به صورت ترکیبی موارد مصرف بسیاری دارد ولی بیشترین کاربرد آن برای ساخت ترکیبات شیمیایی و فرآورده‌های میانی در چرخه صنعت است. بیشترین مصرف گوگرد در سال‌های پیشین در صنایع کشاورزی و تهیه کودهای فسفاتیک بوده‌است

 

گوگرد یکی از اجزای باروت می‌باشد. همچنین گوگرد برای جوشکاری لاستیک به کار می‌رود گوگرد به عنوان ماده از بین برنده قارچ و همچنین ضدعفونی کننده و کود به کار می‌رود گوگرد برای تهیه اسید سولفوریک نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد گوگرد همچنین برای ساختن چندین نوع کاغذ، ماده سفیدکننده و به عنوان عایق الکتریکی مورد استفاده‌است.

ترکیبات گوگرد بسیار سمی است، برای مثال مقدار کمی سولفید هیدروژن می‌تواند متابولیسم بدن را دگرگون کند اما مقادیر بیشتر آن می‌تواند به سرعت باعث مرگ از راه فلج تنفسی شود. سولفید هیدروژن با سرعت حس بویایی را از بین می‌برد. دی‌اکسید گوگرد آلوده‌کننده مهم جوی می‌باشداین عنصر برای استفاده‌های صنعتی مانند تولید (H2SO4)اسید سولفوریک برای باتریها تولید باروت و حرارت دادن لاستیک تولید می‌شود. گوگرد در فرآیند تولید کودهای فسفاتی به عنوان ماده ضد قارچ عمل می‌کند. سولفاتها در کاغذهای شستشو و خشک‌بار نیز کاربرد دارند. همچنین گوگرد در ساخت کبریت و در آتش‌بازی نیز به‌کار گرفته می‌شود. تیوسولفات آمونیوم یا سدیم به عنوان عامل ثابت کننده در عکاسی کاربرد دارد. سولفات منیزیم می‌تواند به عنوان ماده ضد خشکی و ملین که یک مکمل منیزیم گیاهی است به کار گرفته شود

بهره برداری و تولید

 

بر حسب نوع کانسارها، گوگرد را هم به روش روباز و هم زیرزمینی می‌توان بدست آورد. روشهای استخراج و کانه آرایی گوگرد با دیگر مواد معدنی تفاوت دارد و روش و تکنولوژی مخصوص به خود را دارد.

در کانسارهای گوگرد طبیعی (آزاد) از روش‌های معدنکاری سنتی جهت استخراج این ماده معدنی استفاده می‌شود.

استخراج گوگرد از گنبدهای نمکی بیشتر با روش فراش Frasch انجام می‌گیرد. در این روش آب داغ را از طریق چاه به بخش گوگرد دار تزریق می‌کنند، سپس گوگرد به صورت مایع از داخل زمین به خارج رانده می‌شود

در مرحله فرآوری گوگرد، با استفاده از روشهای مختلف پرعیارسازی (تغلیظ) اقدام به عنی سازی ماده معدنی می‌نمایند. این روشها شامل موارد زیر است:

  • پرعیار سازی نسبی با فلوتاسیون و سپس پالایش گوگرد
  • ذوب توسط اتوکلاو، قبل یا بعد از پرعیارسازی نسبی و سپس پالایش
  • ذوب و پالایش بدون پرعیارسازی نسبی و صاف کردن
  • تقطیر سنگهای معدنی در ظروف چدنی و انصال آنها به اتاق کندانسه در بیرون از محیط کوره و تهیه گوگرد در اتاق کندانسه (کاربرد در ژاپن

اقتصاد معدنی

گوگرد در ۷۰ کشور پراکنده در سطح جهان تولید می‌شود.

آرژانتین با تولید کمتر از هزار تن در سال کوچک‌ترین تولیدکننده در جهان است. ۱۱ کشور عمده تولیدکننده گوگرد به ترتیب حجم تولید عبارت‌اند از ایالات متحده، کانادا، روسیه، عربستان سعودی، ژاپن، آلمان، امارات متحده عربی، قزاقستان، ایران، مکزیک و لهستان که در مجموع در سال ۲۰۰۲ مقدار ۳۴ میلیون تن گوگرد تولید نموده‌اند که ۷۹ درصد کل تولید جهانی گوگرد در سال مذکور است

گوگرد عنصری حیاتی است که در بخش‌های کشاورزی و صنعت در تمامی کشورهای جهان مصارف گوناگون دارد. ۱۲ کشور عمده مصرف کننده (به ترتیب مقدار مصرف) عبارت‌اند از: ایالات متحده، چین، مراکش، روسیه، هندوستان برزیل، تونس، کانادا، ژاپن، مکزیک، آلمان و استرالیا که در جمع در برگیرنده ۷۰ درصد میانگین جهانی مصرف گوگرد در سه سال گذشته بوده‌اند. ایران با مصرف ۲۷۶ هزار تن گوگرد در سال ۱۳۸۱ در رده ۲۱ فهرست کشورهای مصرف کننده گوگرد قرار داشت. تا سال ۲۰۰۶ بیش از ۶۵ درصد (معادل ۲/۸ میلیون تن) به گوگرد مازاد بر مصرف در منطقه خاورمیانه افزوده شده‌است.

اقسام گوگردهای صنعتی

  • گوگرد آلی: حاوی ۶۰ درصد گوگرد و ۴۰ درصد مواد آلی (مواد کمپوست شده، کود حیوانی ـ مرغی
  • بیوفسفات طلایی: حاوی ۶۰ درصد خاک فسفات تغلیظ شده، ۲۰ درصد گوگرد، ۱۶ درصد مواد آلی، ۴ درصد روی و ۳۰۰ گرم مایه تلقیح تیوباسیلوس است. این کود در ایران مورد استفاده‌است
 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/۱٢/۱٥

استفاده از عناصر برلیم منیزیم کلسیم استرانسیم باریم
رادیم درصنعت
..................................رادیم ( Radium ) :

 

 

رادیم فلزی رادیو
اکتیو به رنگ سفید درخشان است . از مهمترین خواص رادیم و ترکیبات آن خا صیت رادیو
اکتیویته آنهاست. رادیم یک فلز کمیاب است که ترکیبات آن در سنگهای اورانیم یافت
میشود. مقداری رادیم نیز از کارنوتیت و پیچبلندر بدست می آید. استخراج این
عنصرمستلزم هزینه بالاست. رادیم در سال 1898 توسط Piere Courie وMarie Couri کشف
شد. رادیم فلزی در سال 1910 توسط Marie CouriوAndre Debierne به شیوه الکترولیز جدا
شد.

کوری و Debierne
این عنصر را از الکترولیز محلول خالص کلرید رادیم با جیوه کاتدی به دست آوردند. با
استفاده از از روش تقطیر اتمسفر از هیدروژن از این ترکیب فلز خالص رادیم به دست
آمد.
رادیم طبیعی در نوعی سنگ معدن اورانیم به نام pitchblende در منطقه Bohemia
یافت می شود. ماسه های کارنوتیتی کلرادو دارای مقداری رادیم نیز هستند اما منابع
غنی تر این عنصر در زئیر و کانادا یافت می شود. رادیم در همه کانیهای اورانیم وجود
دارد و استخراج آن از فرایند اورانیم باطله تولید می شود. بزرگترین نهشته های
اورانیم در ایالتهای اونتاریو، نیومکزیک، یوتا، استرالیا و در نقاط دیگر یافت می
شود.
رادیم برای مصارف تجاری به صورت ترکیب با برومید و کلرید رادیم یافت می
شود. این عنصر در صورت تازگی به رنگ سفید براق است ولی در صورت قرار گرفتن در معرض
هوا به علت آرایش نیتریدی آن تیره می شود. این عنصر در آب و مقداری از باریم بنفش
رنگ تجزیه می شود . باریم جز عناصر گروه قلیایی خاکی است. دارای رنگدانه قرمز است.
رادیم عنصری رادیواکتیواست و از خود اشعه های آلفا، بتا و گاما را ساتع می کند. یک
گرم از رادیوم 226 توانایی میزان تجزیه3.7 x 1010 را در هر ثانیه دارد. بیست و پنج
ایزوتوپ از این عنصر شناخته شده است.
یک گرم رادیم حدود 0.0001 ml گاز رادون را
در هر روز از خود ساتع میکند. رادیم برای تولید شبرنگها، منابع نوترونی و در پزشکی
برای درمان بیماران کاربرد دارد. سرب آخرین محصول تجزیه رادیم است .
استنشاق
رادیم و یا پاشیدن این عنصر به روی بدن می تواند باعث سرطان و یا اختلال در
اندامهای بدن شود. ماکزیمم پرتودهی این عنصر در بدن برای رادیم 226 نباید از 7400
Becquerel تجاوز کند.

 

ساختار بلوری
عنصر Ra

اثرات رادیم
بر روی سلامتی
رادیم به طور طبیعی به مقداربسیار کم در محیط زیست وجود دارد. به
همین علت ما همیشه در معرض رادیم و تابشهایی که به محیط ساطع می کند هستیم.

میزان رادیم موجود در محیط زیست در نتیجه فعالیتهای بشری افزایش یافته است.
انسان با سوزاندن ذغال و سوختهای دیگر، رادیم را در محیط زیست انتشار داده و میزان
آن را افزایش داده است. اگر آب آشامیدنی از چاههای عمیقی استخراج شود که در نزدیکی
محل دفع زباله های رادیواکتیو قرار دارند، میزان رادیم آن بالا خواهد بود.
در
حال حاضر در مورد مقدار رادیم موجود در هوا و خاک اطلاعاتی موجود نیست.
تاکنون
شاهدی از این که تماس با رادیم طبیعی برای سلامتی انسان مضر است، یافت نشده است.
بالا بودن میزان رادیم عوارضی مانند شکستگی دندانها، کم خونی و آب مروارید می شود.
اگر تماس با رادیم طولانی مدت باشد، باعث سرطان و در نهایت منجر به مرگ می شود.
ممکن است ایجاد و توسعه این عوارض سالها طول بکشد. این عوارض به علت تابش اشعه گاما
از رادیم به وجود می آیند که می تواند در هوا مسافتی طولانی را بپیماید. بنابراین
تنها تماس با رادیم نیست که باعث ایجاد بیماری می شود.

اثرات زیست محیطی
رادیم
رادیم در اثر تجزیه رادیواکتیو اورانیم و توریم ایجاد می شود. رادیم در
سنگها و خاکها به میزان کمی وجود دارد و به این مواد متصل می شود. به علاوه در هوا
هم وجود دارد. در بعضی جاها غلظت رادیم موجود در آب بالاست.
در نزدیکی معادن
اورانیوم غلظت اورانیوم موجود درآب، به خاطر استخراج اورانیوم بالاست. گیاهان رادیم
را از خاک جذب می کنند. در بدن جانورانی که این گیاهان را می خورند، رادیم تجمع می
یابد.
در نهایت رادیم در بدن ماهی ها و دیگر جانوران آبزی هم تجمع می یابد و
وارد زنجیره غذایی می شود.

 

عنصر Ra در
طبیعت

 

تجهیزات
آزمایشگاهی مورد استفاده در تجزیه
اسپکترومتر جرمی ، میکروسکوپ ، کرماتوگرافی
مایع و گازی ، اشعه x ، جذب اتمی ، مادون قرمز ، کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا
و اسپکترومتر نشری

 

خواص فیزیکی و
شیمیایی عنصر رادیم :
عدد اتمی : 88
جرم اتمی : 226.0254
نقطه ذوب : C°
700
نقطه جوش : C° 1700
ظرفیت : 2
رنگ : سفید نقره ای
حالت استاندارد :
جامد دیا مغناطیس
نام گروه : 2
انرژی یونیزاسیون : Kj/mol 509.3
شکل
الکترونی : Rn7s2
شعاع یونی : Å 1.43
الکترونگاتیوی: 0.9
حالت اکسیداسیون:
2
دانسیته : 5.5
گرمای فروپاشی : Kj/mol 8.5
گرمای تبخیر : Kj/mol
113
مقاومت الکتریکی : Ohm m 100
گرمای ویژه: J/g Ko 0.12
دوره تناوبی :
7

شماره سطح
انرژی : 7
اولین انرژی : 2
دومین انرژی : 8
سومین انرژی : 18
چهارمین
انرژی : 32
پنجمین انرژی : 18
ششمین انرژی : 8
هفتمین انرژی :
2
ایزوتوپ :
ایزوتوپ نیمه عمر
Ra-222 38.0 ثانیه
Ra-223 11.43
روز
Ra-224 3.66 روز
Ra-225 14.9 روز
Ra-226 1600.0 سال
Ra-228 5.76
سال

اشکال دیگر
:
کلرید رادیم RaCl2

منابع : سنگ معدن
اورانیم و اورانیت
کاربرد : به دلیل ساطع شدن اشعه گاما در شناسایی سرطان به
کار می رود .

استرانسیم (
Strontium ) :

 

استرانسیم
فلزی نرم با رنگ زرد نقره ای است. خواص فیزیکی و شیمیایی آن شباهت زیادی به کلسیم و
باریم دارد. سلستید و استروتیانیت دو سنگ معدن مهم استرانسیم هستند.این فلز ممکن
است از طریق الکترولیز کلرید مذاب تهیه شود. استرانسیم به طور طبیعی متشکل از چهار
ایزوتوپ پایدار است. پایدارترین این ایزوتوپ ها ، ایزوتوپ رادیو اکتیو استرانسیم
-90( نیمه عمر 1/ 28 سال) است. استرانسیم اولین بار در سال 1790 توسط A. Crawford
دانشمند اسکاتلندی کشف گردید .

نام عنصر شیمیایی
استرانسیم از لغت Strontian که نام شهری در اسکاتلند میباشد، گرفته شده است. در سال
1808، شخصی به نام Davey طی الکترولیز توانست این عنصر را کشف کند. البته در سال
1790، Adair Crawford کانی جدیدی به نام استرونتیانیت را شناسایی کرد که کانی های
باریم دار متفاوت بود.
استرانسیم در کانی های سلستیت و استرونتیانیت یافت
میشود. فلز استرانسیم از الکترولیز مخلوط کلر گداخته همراه با کلرید پتاسیم حاصل
میشود، یا از احیا اکسید استرانسیم با آلومینیم در شرایط خلا و در دمایی که
استرانسیم تقطیر میشود، بدست می آید. سه شکل آلوتروپی این فلز وجود دارد که نقطه
انتقال آنها 235 و 540 درجه سانتیگراد میباشد.
استرانسیم از کلسیم نرمتر است و
در آب به شدت تجزیه میشود. استرانسیم، در دماهای زیر 380 درجه سانتیگراد، نیتروژن
را جذب نمی کند. برای جلوگیری از اکسید شدن استرانسیم این عنصر باید در نفت سفید
نگهداری شود. مقطع جدید استرانسیم، ظاهری نقره ای دارد، اما به سرعت به رنگ زرد با
ساختار اکسیدی در می آید. فلز نهایی در هوا میسوزد. نمکهای فرار استرانسیم رنگ قرمز
زیبایی دارند. این نمکها در فشفشه ها و مواد آتش زا کاربرد دارند. استرانسیم طبیعی
از مخلوط چهار ایزوتوپ پایدار تشکیل شده است.
شانزده ایزوتوپ ناپایدار دیگر از
استرانسیم وجود دارد. یکی از مهمترین ایزوتوپهای ناپایدار استرانسیم 90Sr است که
نیمه عمر آن 29 سال میباشد. 90Sr محصول ریزشهای هسته ای است و مشکلاتی در سلامت
انسان ایجاد میکند. این ایزوتوپ یکی از ایزوتوپهای با عمر طولانی است که اشعه بتا
از خود متصاعد میکند و در دستگاههای SNAP (سیستم برای قدرت کمکی هسته ای) به کار
میرود. این دستگاهها برای ساختن فضاپیماها، ایستگاههای هواشناسی، بویه های دریایی و
جاهاییکه منابع قدرت هسته ای – الکتریکی، دراز مدت، سبک وزن نیاز است، به کار
میروند.
در حال حاضر مهمترین کاربرد استرانسیم برای تولید شیشه های رنگی
تلویزیون است. همچنین از استرانسیم برای تولید آهنربا و تصفیه روی استفاده میشود.
تیتانیت استرانسیم ماده نوری جالبی است که دارای شاخص انکسار بسیار بالایی است و
پراکندگی نوری بالاتری نسبت به الماس دارد. استرانسیم به عنوان جواهر نیز به کار
میرود، اما خیلی نرم است.
قیمت فلز استرانسیم (98 درصد خلوص) در ژانویه 1990،
پنج دلار در هر انس میباشد.

 

 

ساختار بلوری
عنصر استرانسیم

اثرات
استرانسیم بر روی سلامتی
در نتیجه واکنشهای شیمیایی، ترکیباتی از استرانسیم که
در آب نا محلول هستند، محلول می شوند. ترکیبات محلول در آب، نسبت به ترکیبات
نامحلول برای سلامتی انسان مضرتر هستند. بنابراین ترکیبات محلول استرانسیم، آب
آشامیدنی را آلوده می کنند. خوشبختانه غلظت استرانسیم در آب آشامیدنی بسیار کم است.
تنفس هوا یا گرد و غبار، خوردن غذا، آب آشامیدنی یا تماس با خاک آلوده به
استرانسیم، باعث می شود که مقدار کمی استرانسیم وارد بدن انسان شود. احتمال ورود
استرانسیم به بدن از راه خوردن و آشامیدن بیشتراست. استرانسیم موجود در غذا به
استرانسیم موجود در بدن افزوده می شود. دانه ها ،سبزیهای برگدار و لبنیات،
استرانسیم بالایی دارند. میزان استرانسیم موجود در بدن اکثر افراد متوسط است. از
بین ترکیبات استرانسیم، تنها کرومات استرانسیم است که حتی مقادیر بسیار اندک آن هم
برای سلامتی بدن مضر است. معمولا کروم سمی است که باعث بیماری می شود. کرومات
استرانسیم باعث سرطان ریه می شود اما با استفاده از روشهای صحیح در کارخانجات خطرات
و بیماریهای ناشی از استرانسیم کاهش می یابد. بنابراین استرانسیم خطری جدی برای
سلامتی انسان محسوب نمی شود. جذب مقدارزیاد استرانسیم برای سلامتی انسان خطری
ندارد. تنها در یک مورد، فردی نسبت به استرانسیم حسااسیت نشان داد اما مورد دیگری
گزارش نشده است. در بچه ها جذب استرانسیم زیادی ، باعث اختلالات رشد می شود.

نمکهای استرانسیم باعث خارش پوست یا دیگر مشکلات پوستی نمی شوند. وقتی جذب
استرانسیم بسیار زیاد باشد، رشد استخوانها دچار مشکل می شود. اما این مشکل تنها
زمانی پیش می آید که جذب استرانسیم بیش از هزار ppm باشد. میزان استرانسیم موجود در
غذا و آب آشامیدنی به حدی نیست که باعث این قبیل عوارض شود. خطر استرانسیم رادیو
اکتیو برای سلامتی انسان بیشتر از استرانسیم پایدار است. اگر جذب استرانسیم
رادیواکتیو خیلی زیاد باشد، باعث کم خونی و کمبود اکسیژن می شود. غلطت بسیار بالای
استرانسیم به خاطر آسیب به ماده ژنتیکی سلولها باعث سرطان می شود.

اثرات زیست محیطی
استرانسیم
استرانسیم عنصری است که به طور طبیعی در بسیاری از بخشهای محیط زیست
مانند سنگها، خاک، آب و هوا وجود دارد. ترکیبات استرانسیم به آسانی در محیط زیست
حرکت می کنند زیرا بسیاری از این ترکیبات در آب محلول هستند. استرانسیم به صورت
غبار، همیشه و به میزان مشخصی در هوا وجود دارد. میزان استرانسیم موجود در هوا در
اثرفعالیتهای بشری مانند سوختن ذغال و نفت، ذرات غباری که حاوی استرانسیم هستند در
آبهای سطحی، خاک یا سطح گیاهان ته نشین می شوند. ذراتی که ته نشست نکرده اند به
هنگام ریزش باران یا برف به زمین برمی گردند.بنابراین مقدار استرانسیم در خاک یا کف
آبهای سطحی افزایش می یابد و با استرانسیم موجود مخلوط می شود. استرانسیم از طریق
خاک و هوازدگی سنگها ، وارد آب می شود. تنها بخش کوچکی از استرانسیم موجود در آب از
گرد و غبار موجود در هواست. قسمت عمده استرانسیم موجود در آب بهصورت محلول است. اما
بخشی از آن هم به صورت معلق می باشد که در بعضی جاها باعث گل آلود شدن آب می شود.
میزان استرانسیم در آب آشامیدنی زیاد نیست. معمولا در اثر فعالیتهای بشری و عمدتا
در اثر ریختن زباله ها در آب، میزان استرانسیم موجود در آب بیشتر از حد طبیعی است.
به علاوه در اثر ته نشینی ذرات گرد و غبار موجود در هوا که با ذرات اسسترانسیم حاصل
از فرآیندهای صنعتی واکنش داده اند هم میزان استرانسیم افزایش می یابد. غلظت
استرانسیم موجود در خاک در اثر فعالیتهای بشری و توسط خاکستر ذغال سنگ و زباله های
صنعتی افزایش می یابد. استرانسیم موجود در خاک در آب حل می شود بنابراین به اعماق
زمین نفوذ می کند و وارد آب زیرزمینی می شود. بخشی از استرانسیمی که توسط انسان
ایجاد می شود، وارد آب زیرزمینی نمی شود و دهها سال در خاک باقی می ماند. به
خاطرطبیعت استرانسیم بخشی از آن وارد بدن ماهی ها، سبزیجات، دامها و جانوران دیگر
می شود. یکی از ایزوتوپهای استرانسیم رادیو اکتیو است. این ایزوتوپ به طور طبیعی در
محیط وجود ندارد و در نتیجه فعالیتهای بشری مانند آزمایش بمبهای اتمی در محیط
افزایش می یابد. تنها راه کاهش غلظت این ایزوتوپ تجزیه رادیواکتیو آن به زیرکونیم
پایدار است. غلظت استرانسیم رادیواکتیو در محیط زیست نسبتا کم است و ذرات آن همیشه
در خاک و کف آب تجمع می یابد. در نتیجه با دیگر ذرات استرانسیم مخلوط می شود. اما
میزان آن در آب آشامیدنی افزایش نمی یابد.

 

عنصر
استرانسیم در طبیعت

خواص فیزیکی
و شیمیایی عنصر استرانسیم :
عدد اتمی: 38
جرم اتمی:87.62
نقطه ذوب : C°
769
نقطه جوش : C° 1384
شعاع اتمی : Å 2.45
ظرفیت: 2
رنگ: سفید نقره
ای
حالت استاندارد: جامد
نام گروه: 2
انرژی یونیزاسیون : Kj/mol
549.5
شکل الکترونی: [Kr]5s2
شعاع یونی : Å 1.12
الکترونگاتیوی:
0.95
حالت اکسیداسیون:2
دانسیته: 2.630
گرمای فروپاشی : Kj/mol
8.3
گرمای تبخیر : Kj/mol 144
مقاومت الکتریکی : Ohm m 0.000000131
گرمای
ویژه: J/g Ko 0.3
دوره تناوبی:5

شماره سطح انرژی
: 5
اولین انرژی : 2
دومین انرژی : 8
سومین انرژی : 18
چهارمین انرژی :
8
پنجمین انرژی : 2
ایزوتوپ :
ایزوتوپ نیمه عمر
Sr-82 25.36
روز
Sr-83 1.35 روز
Sr-84 پایدار
Sr-85 64.84 روز
Sr-85m 1.27 ساعت

Sr-86 پایدار
Sr-87 پایدار
Sr-87m 2.8 ساعت
Sr-88 پایدار
Sr-89
50.52 روز
Sr-90 29.1 سال
Sr-91 9.5 ساعت
Sr-92 2.71 ساعت
Sr-93 7.4
دقیقه

منابع : کانی
های استرونسیانیت و سلسیت
کاربرد : برای تولید رنگ قرمز در کارهای آتشبازی و
چراغها ، تهیه باتریهای اتمی ، و باعث تابش درخشان در فانوس دریایی می شود .

روش
شناسایی:

AA:Flame Atomic
Absorption Spectrometry
ICP:Inductively Coupled Plasma
Spectrography
ICP-MS:Plasma Mass Spectroscopy
NA:Neutron Activation
Analysis
XRF:X-Ray Fluorescence Spectrometry
AAN: Non-flame Atomic
Absorption Spectrometry
ES:Emission Spectrography

کلسیم ( Calcium
) :

 

کلسیم فلزی چکش
خوارو نرم به رنگ سفید- نقره ای با ساختار بلورین مکعبی است . از نظر شیمیایی شبیه
به استرانسیم و باریم است و عنصری فعال می باشد. این در سال 1808 توسط Humphrey
Davy دانشمند انگلیسی کشف گردید . عنصر کلسیم جزء سازنده آهک ، کلرید آهک ( رنگبر)،
گچ ، سیمان ، بتون وسنگ گچ می باشد . ترمولیت ، شکلی از پنبه نسوزاست که ترکیبی
طبیعی از کلسیم ، منیزیم ، سیلیس و اکسیژن می باشد . با اینکه کلسیم از نظر فراوانی
پنجمین عنصر در پوسته زمین است اما به صورت غیر ترکیبی یافت نمی شود . کلسیم بطور
وسیعی در ترکیباتش مانند Iceland spar ، سنگ مرمر، سنگ آهک ، فلدسپار، آپاتیت ،
کلسیت ، دولومیت ، فلوریت ، گارنت و لابرادوریت توزیع شده است . امروزه فلز کلسیم
از طریق الکترولیز کلسیم کلرید مذاب که به آن کمی کلسیم فلورید اضافه می شود بدست
می آید.

کلسیم عنصری فلزی
است که حدود 3 درصد از پوسته زمین را تشکیل می دهد. این عنصر جز اصلی تشکیل دهنده
دندانها، استخوانها و پوسته صدفها می باشد. این عنصر به حالت آزاد در طبیعت یافت
نمی شود و به صورت ترکیب است و به صورت فراوان در سنگ آهک ، ژیپس و فلوریت یافت
میشود. آپاتیت فلوئوروفسفات یا کلروفسفات از کلسیم ساخته شده است.
این فلز
دارای رنگ نقره ای با سختی بالا است. از نظر شیمیایی یک فلز قلیایی در پوسته زمین
است که به صورت یک لایه نازک سفیدرنگی از نیتریت درهوا وجود دارد. این عنصر با آب
واکنش می دهد و با شعله زرد قرمز می سوزد.
این فلز یک عامل کاهنده برای دیگر
فلزاتی مثل توریم، اورانیوم، زیرکونیوم است و ترکیبات کلسیم دار شامل دی اکسید
کلسیم ، دی سولفید یا دی کربنی برای آلیاژهای آهندار و بدون آهن استفاده می شود.
همچنین این عنصر آلیاژی برای ترکیبات آلومینیوم برلیم و مس و سرب ومنیزیم جهت
استفاده گاز باقیمانده در بمب خلا استفاده می شود.
این عنصر به صورت آزاد و به
صورت ترکیب در طبیعت یافت می شود. آهک خام با گرما تبدیل به سنگ آهک و سنگ آهک با
اضافه شدن آب تبدیل به آهک مرده می شود. که آهک مرده کاربردهای زیادی در تصفیه
شیمیایی دارد. وقتی آهک با ماسه ترکیب می شود باعث سخت شدن ملات و گچ می گردد و که
این سخت شدن توسط جذب دی اکسید کربن هوا صورت می گیرد. کلسیم عنصر مهمی در سنگ آهک
است که در تهیه سیمان پورتلند مورد استفاده قرار می گیرد.
از حل شدن آب در
کربنات دی اکسید کربن تولید می شود که این فرایند در غارها باعث تشکیل فرمهای
استالاکتیت و استالاگمیت می شود. از دیگر ترکیبات مهم کلسیم می توان از کربید،
کلرید، سیانامید، هیپوکلریت، نیترات و سولفید می باشد.

 

ساختار بلوری
عنصر کلسیم

اثرات کلسیم
بر سلامتی انسان
برخی اوقات کلسیم را به عنوان سنگ آهک به حساب می آورند. کلسیم
در فرآورده های لبنی مورد استفاده قرار میگیرد و همچنین در سبزیجات، آجیل و حبوبات
نیز پتاسیم وجود دارد. کلسیم یکی از عمده ترین نگهدارنده های اسکلت و دندانهای
انسان است. همچنین کلسیم به سیستم عصبی و عضلات کمک میکند. مصرف بیش از 2.5 گرم
کلسیم در روز، بدون تجویز پزشک باعث سنگ کلیه و تصلب کلیه ها و رگهای خونی میشود.

کمبود کلسیم یکی از عوامل بیماری پوکی استخوان است. در بیماری پوکی استخوان،
استخوانها به شدت دارای منفذ میشوند و ممکن است عاملی برای شکستگی استخوان شده و
درمان را کندتر میکند. پوکی استخوان اغلب در زنان دیده میشود و پس از یائسگی به آن
دچار میشوند. بیماری پوکی استخوان در نهایت باعث خمیدگی ستون فقرات شده و سبب از
بین رفتن مهره ها میگردد.
برخلاف آنچه که مردم تصور میکنند، فعالیت زیستی شدیدی
در استخوانهای بدن انسان انجام میشود. در استخوانهای بدن انسان مرتباً بافتهای
قدیمی از بین میروند و بافتهای جدید جانشین آنها میشوند. طی دوران کودکی و نوجوانی
سرعت تولید بافتهای جدید به مراتب بیشتر از بافتهای قدیمی است. اما در سن 30 تا 35
سالگی فرآیند برعکس میشود و بر تعداد بافتهای قدیمی افزوده شده و بافتهای تشکیل
دهنده استخوان شروع به سست شدن میکنند. در زنان یائسه این فرآیند با سرعت بیشتری طی
میشود (یائسگی در فاصله سنی 45 تا 55 سالگی اتفاق می افتد).
شواهد نشان میدهد
که انسان به هزار میلیگرم کلسیم در روز برای نگهداشتن جرم استخوانی در شرایط عادی
نیازمند است.
مهمترین منابع کلسیم لبنیات، آجیل، سبزیجات مانند اسفناج، کاهو،
لوبیا و عدس میباشد.
کلسیم همراه با منیزیم یکی از سازنده های اصلی اجرام
استخوانی است. کلسیم و منیزیم با نسبت 2:1 ترکیب میشوند. اگر فردی هر روز 1000 میلی
گرم کلسیم مصرف کند، باید 500 میلی گرم منیزیم نیز بخورد. برخی از منابع غذایی که
دارای منیزیم هستند شامل غذاهای دریایی، سبوس، آجیل، لوبیا، جودوسر، جوانه ها و
سبزیجات میباشند.
موارد دیگری که برای جلوگیری از پوکی استخوان به کار میرود:

انجام تمرینهای ورزشی (حداقل سه بار در هفته)
همه افراد باید مقدار کافی
منیزیم، اسید فولیک، ویتامین B6، ویتامین B12، امگا 3 (به جذب کلسیم کمک میکند و به
تولید اجرام استخوانی جدید کمک میکند) و ویتامین D (که به جذب کلسیم کمک میکند) در
طول روز مصرف کنند.

تاثیرات زیست
محیطی کلسیم
فسفید کلسیم برای موجودات آبزی بسیار خطرناک میباشد.

 

عنصر کلسیم
در طبیعت

تجهیزات
آزمایشگاهی مورد استفاده در تجزیه
اسپکترومتر جرمی ، میکروسکوپ ، کرماتوگرافی
مایع و گازی ، اشعه x ، جذب اتمی ، مادون قرمز ، کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا
و اسپکترومتر نشری

خواص فیزیکی
و شیمیایی عنصر کلسیم :
عدد اتمی: 20
جرم اتمی: 40.078
نقطه ذوب :
C°842
نقطه جوش : C°1494
شعاع اتمی: Å 2.23
ظرفیت:2
رنگ: سفید نقره
ای
حالت استاندارد: جامد پارامغناطیس
نام گروه: 2
انرژی یونیزاسیون :
Kj/mol 589.8
شکل الکترونی: 1s2 2s2p6 3s2p6 4s2
شعاع یونی: Å
0.99
الکترونگاتیوی: 1.00
حالت اکسیداسیون: 2
دانسیته: 1.55
گرمای
فروپاشی: Kj/mol 8.6
گرمای تبخیر Kj/mol: 155
مقاومت الکتریکی : Ohm m
0.0000000335
گرمای ویژه: J/g Ko 0.632
دوره
تناوبی:4

درجه اشتعال : در
حالت جامد اشتعال پذیر
شماره سطح انرژی : 4
اولین انرژی : 2
دومین انرژی
: 8
سومین انرژی : 8
چهارمین انرژی : 2
ایزوتوپ :
ایزوتوپ نیمه
عمر
Ca-40 پایدار
Ca-41 103000.0 سال
Ca-42 پایدار
Ca-43
پایدار
Ca-44 پایدار
Ca-45 162.7 روز
Ca-46 پایدار
Ca-47 4.5
روز
Ca-48 پایدار
Ca-49 8.7 دقیقه

اشکال دیگر
:
اکسید کلسیم CaO
هیدرید کلسیم CaH2
کلرید کلسیم
CaCl2

منابع : گچ ،
سنگ آهک ، مرمر ، کلسیت و 3.5 درصد پوسته
کاربرد : برای آب زدایی از نفت ، کربن
زدایی و سولفات زدایی از آهن و آلیاژهای آن به کار می رود . عامل آلیاژکاری
آلومینیم ، سرب و روی به کار می رود . در ساخت کودهای شیمیایی استفاده می شود . یکی
از اجزای اصلی صدف ، استخوان ، دندان و ساختار گیاه می باشد .

روش
شناسایی:

ICP:Inductively
Coupled Plasma Spectrography
XRF:X-Ray Fluorescence Spectrometry
AA:Flame
Atomic Absorption Spectrometry
GR :Gravimetry
VOL:Volumetry

منیزیم (
Magnesium ) :

 

منیزیم عنصری
فلزی به رنگ سفید نقره ای است که در گروه 2 جدول تناوبی قرار دارد . این عنصر در
سال 1808توسط Humphrey Davy دانشمند انگلیسی کشف گردید . از الکترولیز نمک کلرید
منیزیم و همچنین از آب دریا بدست می آید .
منیزیم و ترکیبات آن مدت زمان مدیدی
است که شناخته شده هستند. منیزیم هشتمین عنصر از نظر فراوانی در پوسته زمین به حساب
می آید. این عنصر در نهشته های عظیم در کانیهای مگنزیت ، دولومیت و دیگر کانیها
یافت می شود.
این عنصر از الکترولیز کلرید منیزیم ناشی از آبهای نمک دار، چاهها
و آب دریاها حاصل می شود.
منیزیم عنصری سبک به رنگ سفید نقره ای است این عنصر
به راحتی در درجه حرارت بالا می سوزد و شعله سفید رنگ و تابناکی در موقع سوختن
نمایان می کند.
موارد استفاده این عنصر شامل مواد محترقه و منفجره شامل بمبهای
آتش زامی باشد. حدود یک سوم ترکیبات آلومینیومی و آلیاژهای ضروری برای هواپیماها و
موشکها از این عنصر استفاده می شود. این عنصر دارای خاصیت جوش خوردگی بهتر از
آلومینیوم می باشد که برای عناصر آلیاژی مورد استفاده قرارمی گیرد. همچنین برای
تولید گرافیتها ی حلقه ای چدنی کاربرد دارد.
همچنین این عنصر یک عامل کاهنده در
تولید اورانیوم خالص و نمکهای فلزی است. هیدروکسید، کلرید ، سولفات و سیترات منیزیم
در دندانپزشکی استفاده می شود. به علت اشتعال پذیری بالای این عنصر برای سوخت کوره
های کارخانه ها استفاده می شود.
ترکیبات آلی منیزیم نقش حیاتی در زندگی گیاهی و
جانوری دارند. کلرفیل گیاهان دارای منیزیم است.
به علت اشتعال پذیری بالای
منیزیم موقع استفاده از این عنصر باید دقت لازم را به عمل بیاوریم. در موقع سوختن
منیزیم نباید از آب استفاده کرد.

اثرات منیزیم
بر سلامتی انسان
پودر منیزیم برای انسان خطرناک نمیباشد و خواص سمی آن پایین
میباشد. با تنفس منیزیم ممکن است ذرات حاصل از منیزیم باعث آسیب به مخاط دهان و
قسمتهای فوقانی دستگاه تنفس میشود. منیزیم باعث آسیبهای شدید در چشم میشود. شعله
حاصل از منیزیم تحت نام Welder's flash نامیده میشود شعله سفید رنگ شدیدی است که
مشاهده آن بدون استفاده از عینک باعث آسیب شدید چشها میشود. دستگاه گوارش: بلع
مقدار قابل توجهی از پودر منیزیم باعث مسمومیت شدید میگردد.
تاکنون طعم منیزیم
امتحان نشده است، اما به نظر میرسد که سرطانزا نباشد و به جنین آسیب نرساند.
پرتودهی بخار اکسید منیزیم باعث سوختگی میشود. جوشکاری و فلزات مذاب سبب بروز تب
بخار فلز شده و علائمی مانند، تب و لرز، استفراغ، تهوع و دردهای عضلانی را به همراه
دارد. این علائم بعد از 4 تا 12 ساعت پس از پرتودهی منیزیم بروز میکند و تا 48 ساعت
طول میکشد. بخار اکسید منیزیم از سوختن منیزیم بدست می آید.
خطرات فیزیکی: اگر
منیزیم به شکل پودر یا ذره در محیط وجود داشته باشد ممکن است با هوا وارد واکنش شود
و انفجار اتفاق افتد. این انفجار تحت نام انفجار غبار یا Dust explosion شناخته شده
است. در شرایط خشک ، جابجایی ها، جریان هوا و ریختن منیزیم میتواند خطرناک باشد.

خطر شیمیایی: منیزیم در تماس با هوا یا محیط مرطوب خودبخود آتش میگیرد و
بخارهای سمی و آزاردهنده تولید میکند. در این حالت منیزیم با اکسیدکننده های قوی به
شدت واکنش میدهد. همچنین منیزیم با بسیاری مواد به شدت وارد واکنش میشود و خطر
انفجار و آتش سوزی را به همراه دارد. منیزیم با انواع اسیدها و آب واکنش داده و گاز
قابل اشتعال هیدروژن را تشکیل میدهد و سبب خطر آتش سوزی و انفجار میشود.
کمکهای
اولیه: در صورت تنفس منیزیم، هوای محیط را باید تغییر داده و امکان ورود هوا تازه
را باید فراهم کرد. در صورتی که منیزیم وارد چشم شود، چشمها را باید با آب شستشو
داده و سپس به پزشک مراجعه کرد. در صورتیکه پوست با منیزیم تماس پیدا کند محل
برخورد با منیزیم را باید با آب و صابون شستشو داد و ذرات منیزیم را از آن خارج
کرد. در صورتی که مقدار قابل توجهی از منیزیم بلع شود، استفراغ نموده و سپس به پزشک
مراجعه کنید.
پزشکان باید توجه کنند که برای منیزیم هیچگونه روش درمانی یا
پادزهری وجود ندارد. درمان باید از روی علائمی که بیمار از خود نشان میدهد، صورت
گیرد.

اثرات منیزیم بر
محیط زیست
از تاثیر بخار اکسید منیزیم بر محیط زیست اطلاعات اندکی در دست است.
اگر سایر پستانداران بخار اکسید منیزیم را تنفس کنند، علائم مشابه علائم انسان، از
خود نشان میدهند.
از لحاظ زیست محیطی، طیف بخار اکسید منیزیم بین 0 تا 3 میباشد
اما مقدار پذیرفته شده آن 0.8 است. عدد 3 بیانگر خطرات بسیار بالا برای محیط زیست
است و عدد 0 نماینده مقدار ناچیز منیزیم و پایین بودن میزان خطر است. عواملی که
برای این تقسیم بندی در نظر گرفته شده است شامل سمی بودن ماده و یا نبود مسمومیت،
اندازه گیری توانایی میزان فعالیت ماده در محیط زیست و تجمع منیزیم در ارگانیسمهای
موجود زنده است.
به نظر میرسد که پودر منیزیم برای محیط زیست خطرناک نمیباشد.
مقدار منیزیمی که محیطهای آبی میتوانند تحمل کنند، 1000 ppm میباشد.

 

خواص فیزیکی و
شیمیایی عنصر منیزیم :
عدد اتمی: 12
جرم اتمی: 24.3050
نقطه ذوب
C°650
نقطه جوشC°1090
شعاع اتمیÅ 1.72
رنگ: سفید نقره ای
حالت
استاندارد: جامد دیامغناطیس
نام گروه: 2-قلیایی خاکی
انرژی یونیزاسیون
Kj/mol 737.7
شکل الکترونی: 11s2 2s2p6 3s2
شعاع یونیÅ:
0.72
الکترونگاتیوی:1.31
حالت اکسیداسیون:2
دانسیته:
گرمای فروپاشی
Kj/mol 8.954
گرمای تبخیر Kj/mol:127.4 l
مقاومت الکتریکی Ohm m
4.48
گرمای ویژه: J/g Ko 1.02
دوره تناوبی: 3

شماره سطح انرژی
: 3
اولین انرژی : 2
دومین انرژی : 8
سومین انرژی : 2
شماره ایزوتوپ
: 3
ایزوتوپ :
ایزوتوپ نیمه عمر
Mg-24 پایدار
Mg-25 پایدار
Mg-26
پایدار
Mg-27 9.45 دقیقه
Mg-28 21.0 ساعت

اشکال دیگر :

اکسید منیزیم MgO
هیدرید منیزیم MgH2
کلرید منیزیم MgCl2

منابع : آب
دریا و کانی مگنزیت
کاربرد : در ساخت آلیاژهای مورد نیاز هواپیما ، موشک ،
دوچرخه های مسابقه و لوازمی که نیاز به فلز سبک دارند به کار می رود همچنین در کوره
های آجر پزی ، لامپ فلاش دوربین و فیلتر به کار می رود .

روش شناسایی
:

AA:Flame Atomic
Absorption Spectrometry
ICP:Inductively Coupled Plasma
Spectrography
XRF:X-Ray Fluorescence Spectrometry
ES :Emission
Spectrography
GR :Gravimetry
VOL:Volumetry

بریلیم (
Beryllium ) :

 

بریلیم عنصری
فلزی به رنگ سفید خاکستری متالیک با نقطه ذوب بالا ، بسیار سخت و سبک با شبکه بلوری
هگزاگونال است .این عنصر در سال 1798 به صورت اکسید بریلیا توسط Fredrich WÖhler,
A.A.Bussy دانشمندان آلمانی و فرانسوی کشف شد.
سیلیکاتهای آلومینیم بریلیم بویژه
بریل منبع اصلی این فلز است. بریلیم از طریق الکترولیز نمک های مذاب خود تهیه می
شود.
بریلیم در 30 نوع کانی یافت می شود که مهمترین آنها برتراندیت، کریزوبریل و
فناسیت هستند. ترکیبات قیمتی بریل به رنگهای زرد و سبز وجود دارد. بریل و برتراندیت
از مهمترین منابع تجاری این عنصر و ترکیبات آن هستند. بیشترین منبع آماده سازی این
فلز توسط واکنش فلوراید برلیوم با فلز منیزیم به دست می آید. بریلیم و نمکهای آن
موادی سمی هستند.
این عنصر، فلزی به رنگ خاکستری است. این عنصر یکی از سبکترین
فلزات و دارای نقطه ذوب بالایی است. ضریب ارتجاعی این عنصر از فولاد بیشتر است.
نفوذپذیری این عنصر با بمباران اشعه ایکس و ذرات آلفا بالا از رادیوم یا پولونیم و
نوتورنها می باشد .

بریلیم یکی از
عناصر آلیاژی برای تولید مس بریلیم استفاده می شود که این آلیاژ برای بستهای
الکتریکی ، الکترودهای نقطه جوش و ابزارهای تولید جرقه استفاده می شود. از این عنصر
برای ساختن بدنه هواپیما و گلوله های جنگی و کشتی و ارتباطات ماهواره ای استفاده می
شود. از دیگر کاربردهای این عنصر برای قاب شیشه جلوی اتومبیل ، دیسک ترمز و ساخت
سفینه های فضایی می باشد.
بریلیم برای ساخت راکتورهای هسته ای با الکترود
بازتابنده یا کندکننده برای نوترونهای درجه حرارت پایین در مقطع جذبی مورد استفاده
می شود.
همچنین برای قطعات کامپیوتر و تجهیزات سبک و مقاوم کردن آنها استفاده می
شود. اکسید بریلیم دارای نقطه ذوب بالا است که برای کاربردهای هسته ای و سرامیکها
مورد استفاده قرار می گیرد.

 

سطوح انرژی عنصر
بریلیوم

تاثیر بریلیم
بر سلامتی انسان
بریلیم عنصر چندان مهمی برای انسان به شمار نمی آید. در حقیقت،
بریلیم یکی از سمی ترین مواد شیمیایی محسوب میشود. بریلیم فلزی است که در هنگام
تنفس، برای انسان بسیار خطرناک است. بر اثر تنفس بریلیم ششها آسیب شدید میبینند و
علائم ذات الریه در فرد بروز میکند.
یکی از مهمترین اثرات شناخته شده بریلیم،
berylliosis (بریلیم خوردگی) نامیده میشود. این بیماری سبب مشکلات ریوی مزمن میشود
و سایر ارگانیسمهای بدن مانند قلب را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. 20 درصد مبتلایان
به این بیماری درگذشتند. تنفس بلیم در محل کار باعث بروز berylliosis (بریلیم
خوردگی) میشود. افرادی که دارای سیستم ایمنی ضعیف هستند مستعد دچار شدن به این
بیماری هستند.
در افرادی که حساسیت زیادی به مواد شیمیایی دارند، بریلیم باعث
بیماریهای آلرژی میشود. این واکنشهای بسیار سنگین هستند و سبب ایجاد بیماری شدید در
فرد میشود. به این آلرژی، بیماری بریلیم مزمن یا CBD گفته میشود. علائم بیماری ضعف،
خستگی و مشکلات تنفسی میباشد. برخی از افرادی که دچار بیماری CBD شده اند، دارای
علائمی مانند بی اشتهایی و کبودی دست و پا میشوند. بعضی اوقات ممکن است فرد آنچنان
در شرایط دشوار CBD بگیرد که منجر به مرگ وی شود.
علاوه بر berylliosis (بریلیم
خوردگی) و CBD، بریلیم سبب افزایش و گسترش سرطان و آسیب به DNA میشود.

تاثیرات زیست
محیطی بریلیم
بریلیم طی فرآیندهای طبیعی و فعالیتهای انسانی وارد هوا، آب و خاک
میشود. مقدار بریلیم در طبیعت اندک است. بریلیم را به ترکیبات مختلف فلزی اضافه
میکنند و از احتراق زغالسنگ و نفت بدست می آید.
بریلیم در هوا به صورت ذرات ریز
غبار وجود دارد. بریلیم بر اثر هوازدگی خاکها و سنگها وارد رودخانه ها و دریاها
میشود. فعالیتهای صنعتی نیز سبب وارد شدن مقداری بریلیم به هوا میشوند و سیستمهای
دفع فاضلاب نیز باعث وارد شدن بریلیم به آب میگردند. بریلیم معمولاً در رسوبات ته
نشین میشود. بریلیم به عنوان یک عنصر شیمیایی در خاک وجود دارد. اما فعالیتهای
انسانی سبب افزایش مقدار بریلیم میشوند. بریلیم به قسمتهای عمیق خاک وارد نمیشود و
درآب حل نمیگردد.
در آب، مواد شیمیایی با بریلیم واکنش میدهند و غیر قابل حل
میشوند. غیر قابل حل بودن بریلیم بسیار بهتر از شرایطی است که بریلیم قابل حل
میباشد. زیرا بریلیم نامحلول در آب در مقایسه با بریلیم محلول در آب بر روی موجودات
زنده اثرات مخرب کمتری دارد.
بریلیم در توانایی تجمع و وارد شدن در بدن ماهیها
را ندارند. اما، برخی از سبزیجات مانند لوبیا قرمز و برخی از میوه ها همچون گلابی
دارای مقدار زیادی بریلیم هستند. این مقدار بالای بریلیم بر اثر خوردن میوه ها و
سبزیجات وارد بدن جانوران میشود، اما خوشبختانه بریلیم به سرعت به صورت ادرار و
مدفوع از بدن جانوران دفع میشود.
بالا رفتن میزان بریلیم در طبیعت به دلیل
فعالیتهای انسانی است. تستهای آزمایشگاهی مشخص کرده است که بریلیم باعث سرطان یا
مشکلات DNA در جانوران نمیشود.

 

عنصر بریلیم در
طبیعت

تجهیزات
آزمایشگاهی مورد استفاده در تجزیه
اسپکترومتر جرمی ، میکروسکوپ ، کرماتوگرافی
مایع و گازی ، اشعه x ، جذب اتمی ، مادون قرمز ، کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا
و اسپکترومتر نشری

خواص فیزیکی
و شیمیایی عنصر بریلیم :
عدد اتمی:4
جرم اتمی: 9.012182
نقطه ذوب :
C°1289
نقطه جوش : C°2472
شعاع اتمی : Å 1.4
ظرفیت: 2
رنگ: سفید
خاکستری متالیک
حالت استاندارد: جامد
نام گروه:2
انرژی یونیزاسیون :
Kj/mol 899.4
شکل الکترونی: 1s2 2s2
شعاع یونی : Å 0.35
الکترونگاتیوی:
1.57
حالت اکسیداسیون: 2+
دانسیته: 1.848
گرمای فروپاشی : Kj/mol
15
گرمای تبخیر : Kj/mol 309
مقاومت الکتریکی: Ohm m 4×10-8
گرمای ویژه:
J/g Ko 1.82
دوره تناوبی:2

شماره سطح انرژی
: 2
انرژی اولیه : 2
انرژِ ثانویه : 2
درجه اشتعال : در حالت جامد غیر
قابل اشتعال
شماره ایزوتوپ : 1
ایزوتوپ :
ایزوتوپ نیمه عمر
Be-7 53.3
روز
Be-9 پایدار
Be-10 2600000.0 سال
اشکال دیگر :
اکسید بریلیم
BeO
هیدرید بریلیم BeH2
کلرید بریلیم BeCl2

منابع : کانی
بریل
کاربرد : به دلیل قابلیت بالای بریلیم در جذب مقدار زیاد گرما از این عنصر
در فضاپیماها ، موشکها و ، هواپیما ها و غیره استفاده می شود . زمرد ها ترکیب
بریلیم با کروم هستند .
در ساخت آلیاژهای فلزی رنگ روشن ، بخشی از دستگاه X-Ray
فنر ساعتها و غیره بکار می روند .

باریم ( Barium
) :

 

باریم فلزی نرم
به رنگ سفید- نقره ای با فعالیت شیمیایی زیاد است. ساختار بلورین مکعبی ( کوبیک )
شکل دارد . کانی اصلی آن باریت (سولفات باریم ) است و در ویتریت (باریم کربنات) نیز
موجود است. فلز خالص آن از الکترولیز نمکهای مذاب باریم یا به طریق صنعتی از احیاء
باریم اکسید با آلومینیم بدست می آید. فلز باریم اولین بار در سال 1808 توسط
Humphry Davy با تکنیک الکترولیز جدا شد.

کانی باریت در
سال 1774 از سنگ آهک توسط Scheele کشف شد.
این عنصر فقط به صورت ترکیب یافت می
شود. و مهمترین ترکیبات آن با سولفات، کربنات است و این عنصر از الکترولیز کلرید به
دست می آید.
باریم در حالت خالص به رنگ سفید نقره ای است . از گروه فلزات
قلیایی خاکی است و از نظر شیمیایی به کلسیم شباهت دارد . این ماده به راحتی اکسید
می شود و حتماً باید زیر نفت نگهداری شود تا هوا به آن نرسد . باریم توسط آب و الکل
تجزیه می شود.
از مهمترین ترکیبات آن پراکسید ، کلرید ، سولفات ، کربنات ،
نیترات و کلرات هستند . Lithopone ( لیتوپن ) یک دانه رنگی است که سولفات باریم و
سولفید روی را شامل می شود و دارای توان پوششی خوب است . سولفات مانند ماده ای سفید
پایدار در نقاشی ، ساخت شیشه و کارهای تشخیصی با اشعه x استفاده می شود . از کربنات
برای مرگ موش استفاده می شود در حالیکه نیترات و کلرات در آتش بازی بکار می روند .
سولفید ناخالص بعد از پرتوگیری در قابل نور تابیده می شود . تمام ترکیبات باریم که
در آب یا اسید قابل حل هستند سمی اند . باریم از مخلوط 7 ایزوتوپ پایدار بدست می
آید .

 

عنصر Ba در طبیعت

 

اثرات باریم بر
روی سلامتی
میزان باریم طبیعی موجود در محیط زیست بسیار اندک است. مقدار زیاد
باریم تنها در خاک و در غذاهایی مانند آجیل، جلبک دریایی، ماهی و گیاهان خاصی یافت
می شود. معمولا مقدار باریم موجود در غذا و آب آنقدر زیاد نیست که سلامتی را به خطر
بیندازد. افرادی که در صنعت باریم فعالیت می کنند، بیشتر از سایرین در معرض خطر
هستند. قسمت عمده این عوارض در اثر تنفس هوایی که حاوی سولفات باریم یا کربنات
باریم است، ایجاد می شوند.
در بسیاری از محلهای دفن زباله مقدار مشخصی باریم
وجود دارد. افرادی که در نزدیکی این مکانها زندگی می کنند، در معرض خطر هستند.
عوارض ناشی از باریم در اثر تنفس گرد و غبارباریم، خوردن خاک یا گیاهان یا آب
آشامیدنی آلوده به باریم ایجاد می شوند. تماس با پوست هم ممکن است باعث آلودگی شود.

عوارض ناشی از باریم بستگی به میزان انحلال پذیری ترکیبات آن دارد. آن دسته از
ترکیبات باریم که در آب محلول هستند برای سلامتی انسان مضر می باشند. جذب مقدار
زیادی از باریم محلول در آب باعث فلج و در بعضی موارد مرگ می شود.
مقادیر اندک
باریم محلول در آب باعث مشکلات تنفسی، افزایش فشار خون، تغییرات ضربان قلب، سوزش
معده، ضعف ماهیچه ها، تغییر واکنشهای عصبی، تورم مغز و آسیب کبد، کلیه و قلب می
شود.
سرطان زایی باریم در انسان ثابت نشده است. به علاوه در مورد این که باریم
باعث ناباروی یا نقص مادرزادی شود هم مدرکی وجود ندارد.

اثرات زیست
محیطی باریم
باریم فلزی نقره ای- سفید رنگ است که در محیط زیست به طور طبیعی
وجود دارد. باریم در ترکیب با دیگر عناصر شیمیایی مانند سولفور، کربن با اکسیژن
وجود دارد.
ترکیبات باریم در صنعت نفت و گاز در تهیه گل حفاری به کار می رود.
گل حفاری، با روان کردن سنگها، حفاری سنگها را آسان تر می کند. ترکیبات باریم در
نقاشی، آجرسازی، کاشی سازی، شیشه سازی و پلاستیک سازی هم به کار می روند.
به
علت مصارف گسترده باریم در صنعت، فعالیتهای بشری مقدار زیادی باریم را در محیط زیست
پراکنده کرده است. در نتیجه غلظت باریم در بسیاری جاها در هوا، آب وخاک بیشتر از حد
طبیعی است.
باریم در اثر فعالیتهای معدنی، فرآیند تصفیه، و تولید ترکیبات باریم
وارد هوا می شود. به علاوه در اثر سوختن ذغال و نفت هم باریم وارد هوا می شود.

بعضی از ترکیبات باریم که در اثر فرآیندهای صنعتی در محیط پراکنده می شوند، به
آسانی در آب حل می شوند و در دریاچه ها، رودخانه ها و جریانها یافت می شوند. به
خاطر حلالیت باریم در آب، ترکیبات باریم می توانند در مسافتی طولانی پراکنده شوند.
هنگامی که ماهی ها و دیگر جانداران آبزی ترکیبات باریم را جذب می کنند، باریم در
بدن آنها تجمع می یابد. ترکیبات باریم پایدار معمولا در سطوح خاک یا در رسوبات
موجود در آب باقی می مانند. باریم در خاک اکثر مناطق وجود دارد. ممکن است میزان
باریم در محل دفن زباله های خطرناک، بیشتر باشد.

 

 

ساختار بلوری
عنصر باریم

 

تجهیزات
آزمایشگاهی مورد استفاده در تجزیه
اسپکترومتر جرمی ، میکروسکوپ ، کرماتوگرافی
مایع و گازی ، اشعه x ، جذب اتمی ، مادون قرمز ، کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا
و اسپکترومتر نشری

خواص فیزیکی
و شیمیایی عنصر باریم :
عدد اتمی: 56
جرم اتمی: 137.327
نقطه ذوب: C° 729

نقطه جوش : C° 1805
شعاع اتمی : Å 2.78
ظرفیت: 2
رنگ: سفید نقره ای

حالت استاندارد: جامد مغناطیس
نام گروه: 2
انرژی یونیزاسیون : Kj/mol
502.9
شکل الکترونی: 6s2
شعاع یونی : Å 1.35
الکترونگاتیوی: 0.89

حالت اکسیداسیون:2
دانسیته: 3.59
گرمای فروپاشی : Kj/mol 7.8
گرمای
تبخیر : Kj/mol 142
مقاومت الکتریکی : Ohm m 0.000000332
گرمای ویژه: J/g Ko
0.204
دوره تناوبی:6

شماره سطح انرژی
: 6
اولین انرژی : 2
دومین انرژی : 8
سومین انرژی : 18
چهارمین انرژی :
18
پنجمین انرژی : 8
ششمین انرژی : 2
ایزوتوپ :
ایزوتوپ نیمه
عمر
Ba-130 پایدار
Ba-131 11.7 روز
Ba-132 پایدار
Ba-133 10.5
سال
Ba-133m 1.6 روز
Ba-134 پایدار
Ba-135 پایدار
Ba-135m 1.2
روز
Ba-136 پایدار
Ba-137 پایدار
Ba-137m 2.6 دقیقه
Ba-138
پایدار
Ba-139 1.4 ساعت
Ba-140 12.8 روز
Ba-141 18.3 دقیقه
Ba-142
10.7 دقیقه

اشکال دیگر
:
هیدرید باریم BaH2
اکسید باریم BaO
کلرید باریم
BaCl2

منابع : کانی
های باریت و ویتریت
کاربرد : در لامپهای فلورسنت ، آتشبازی ، برای تخلیه هوا
ازتیوپ به کار می رود . همچنین در علم پزشکی نیز کاربرد دارد
.

روش
شناسایی:

AA:Flame Atomic
Absorption Spectrometry
ICP:Inductively Coupled Plasma
Spectrography
MS:Mass Spectrometry
NA:Neutron Activation Analysis

XRF:X-Ray Fluorescence Spectrometry
AAN: Non-flame Atomic Absorption
Spectrometry
ES:Emission Spectrography

 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/۱٠/۱٧
 

مشهورترین شعبده بازان دنیای جادو را بشناسید

دنیای شعبده پر از افرادیست که هر یک نمایش های خاص خود را اجرا می کنند.

شعبده بازها از گذشته های دور تا کنون از محبوب ترین شخصیت ها برای طرفداران دنیای جادو به شمار می رفتند چرا که نه تنها نمایش‌های شگفت انگیز آنها تماشاچیان را از دنیای واقعی دور می کند بلکه برای لحظه ای هم که شده این حس را به آنها می دهد که سحر و جادو واقعیت دارد.

هری هودینی

هری هودینی با نام واقعی اریک ویس، در سال 1874 در بوداپست مجارستان به دنیا آمد.«رابی مایر ویس» و «سیسیلیا استینر»- پدر و مادر هری- به جز او هفت دختر و پسر دیگر هم داشتند که البته هیچ کدام از آنها به شهرت هری نرسیدند.

زمانی که هری کوچک بود، اجرای نمایش‌های عجیب و غریب، از هر کار دیگری برایش جذاب‌تر بود. او نخستین نمایش خود را در نه سالگی به روی صحنه برد؛ از همین زمان بود که نام «هری هودینی» را برای خودش انتخاب کرد، چون به شدت تحت تاثیر «هری کلار»- شعبده‌باز معروف آمریکایی- و «جان ایگن رابرت هودینی»- شعبده‌باز فرانسوی- قرار داشت و آنها را می‌ستود. همین علاقه شدید باعث شد تا نام مستعار «هری هودینی» را برای حرفه هنریش انتخاب کند.

این شعبده‌باز مشهور روزهای اول کارش را با حقه‌ها و کلک‌های قدیمی بازی با کارت شروع کرد و آن‌قدر در این کار مهارت پیدا کرد که به شاه «بازی با کارت» معروف شد. اما این چیزی نبود که او را راضی کند. هری به هدف‌های بزرگ‌تری فکر می‌کرد. به خاطر همین خیلی زود شروع کرد به آموختن فوت و فن شعبده‌بازی.

هودینی در یکی از اجراهایش با «بس رانر» آشنا شد و همین آشنایی، مقدمه ازدواج آنها بود. «بس» تا آخرین اجرای هودینی در کنار شوهرش ماند و صحنه را ترک نکرد. هودینی برای اینکه نامش را بیشتر از بقیه شعبده‌بازان آن دوران سر زبان‌ها بیندازد، به یک مهارت خاص احتیاج داشت، چیزی که فقط از او ساخته باشد. به خاطر همین، ایده شعبده فرار با دستان بسته را اجرا کرد. البته در روزهای اول اجرای این شعبده چندان موفق نبود و زمان‌بندی‌هایش درست از آب درنمی آمد.

اجرای نمایش در سیرک وودویل

نقطه عطف زندگی هودینی سال 1899 بود، وقتی که او تازه 25 ساله شده بود؛ هری در این سال با مدیر یکی از سیرک‌های معروف، به نام «مارتین بک» آشنا شد. بک که شدیدا از نمایش فرار با دستان بسته هودینی خوشش آمده بود، به او توصیه کرد که روی این اجرا بیشتر کار کند و حتی اجازه نمایش در سیرک «وودویل» را به این شعبده‌باز تازه کار داد. در عرض چند ماه، نام و آوازه هودینی تمام شهر را‌فرا گرفت و او موفق شد جایگاه خوبی را در این سیرک برای خود به دست بیاورد. تا جایی که در سال 1900 « مارتین بک» تور اروپا را برای هودینی شعبده‌باز ترتیب داد و به این ترتیب ورق زندگی شعبده‌باز برگشت و شانس به او رو کرد.

از نمایش‌های هودینی در اروپا استقبال خوبی به عمل آمد و او به انگلستان، اسکاتلند، هلند، آلمان، فرانسه و روسیه نیز سفر کرد. تماشاچی‌ها شیفته برنامه‌ها و اجراهای قوی او شدند، تا جایی که در اروپا به او یک لقب جدید دادند: سلطان دستبند آهنین.هودینی به هر شهری که می‌رسید، پلیس محلی را وادار می‌کرد تا برای جذاب‌تر شدن اجرای نمایش فرار با دستان بسته، با او همکاری کنند. ماموران پلیس هم دست و پاهای هری را غل و زنجیر می‌کردند و او را به زندان می‌انداختند. البته در بسیاری از این فرارهای طاقت فرسا، اول هودینی را به دقت وارسی می‌کردند تا مبادا وسیله‌ای با خود داشته باشد که به فرارش کمک کند؛ وسیله‌ای مثل کلید یا حتی یک سنجاق سر ساده. اما هودینی هیچ چیزی همراه خودش نداشت، با این حال می‌توانست به راحتی غل و زنجیرها را باز کند و خودش را نجات بدهد.

یکی ازمعروف‌ترین فرارهای او در مسکو اتفاق افتاد، موضوعی که تا مدت‌ها همه درباره آن حرف می‌زند. هودینی موفق شده بود از ماشین حمل و نقل زندانیان زندان سیبری فرار کند، در حالی که دست و پایش را حسابی قفل و زنجیر کرده بودند!

روزهای شانس آقای جادو

اگرچه هیچ‌گاه خود هودینی ادعا نکرد که قدرتی ماوراءالطبیعه دارد اما اجراها و نمایش‌های او آن‌قدر همه را شگفت زده کرده بود که کم کم همه به این باور رسیدند که این مرد، قدرتی مافوق قدرت بشری دارد. در سال 1912 هودینی معروف‌ترین نمایش خود را با نام سلول شکنجه چینی به اجرا گذاشت. در این نمایش که طرفداران زیادی هم داشت، هری به طور وارونه در یک محفظه شیشه‌ای - آهنی پر از آب آویزان می‌شد و بعد خودش را نجات می‌داد. این کار خیلی هم راحت نبود، چرا که لازم بود او برای فرار بیش از سه دقیقه نفسش را حبس کند. با این حال او باز هم موفق بود.

به این ترتیب هری هودینی همیشه چند گام از شعبده‌بازان زمان خودش جلو‌تر بود. با این حال معمای دستان بسته او همیشه سر به مهر نماند و خود هودینی در کتابش با نام «رازهای دستان بسته» که در سال 1909 نوشت، توضیح داد بعضی از انواع قفل‌ها و دستبندها با وارد آوردن فشار و نیرویی معین، قابل باز شدن هستند و بعضی‌ها را هم می‌شد با‌بند کفش باز کرد. هری در این کتاب، نوشته بود که با‌وجود اینکه قبل از اجرای نمایش حسابی او را می‌گشتند، باز هم او یک کلید کوچک را در دهانش مخفی می‌کرد تا اینکه در فرصتی مناسب، بتواند از آن استفاده کند.

راز یکی از عجیب‌ترین شعبده‌های او هم در این کتاب و از زبان خودش فاش شد، راز شعبده فرار از جلیقه آهنین! هودینی فاش کرد که همیشه وقتی در حال پوشیدن جلیقه آهنین بوده، با فیگور گرفتن و سفت کردن ماهیچه‌هایش، باعث می‌شد تا فضای بیشتری را در جلیقه بگیرد و بعد با آزاد کردن ماهیچه‌هایش و برگشتن به حالت معمولی، به راحتی می‌توانست دست‌ها و شانه‌هایش را از جلیقه بیرون بیاورد.

گران‌ترین شعبده‌باز آمریکا

هودینی در هر اجرا، تجربه‌ای جدید و نکته‌ای تازه می‌آموخت. یکی از نکات بسیار ظریفی که هودینی به آن پی برد، این بود که مردم دوست دارند تقلا کردن او را در فرار از جلیقه آهنی با چشم‌های خودشان ببینند و به این ترتیب هودینی چندین بار نمایش جلیقه آهنین را درست جلوی چشم تماشاچیان انجام می‌داد و هر بار بعد از فرار با تشویق مردم روبه رو می‌شد.سال‌ها گذشت و هودینی همچنان گران‌ترین شعبده‌باز در «وود ویل» آمریکا بود.

یکی دیگر از جذاب‌ترین اجراهای هودینی که با استقبال زیاد تماشاچی‌ها روبه رو شد، غیب کردن یک فیل بسیار بزرگ جلوی چشم تماشاچی‌ها در یکی از سالن‌هایی بود که از نظر مردم هیچ راه فراری نداشت؛ غافل از اینکه در زیر صحنه نمایش، استخری قرار داشت که فیل بیچاره در هنگام غیب شدن در آن افتاده بود.درهر حال این جادوگر بزرگ در سال 1917 به ریاست انجمن شعبده‌بازان آمریکا رسید و تا هنگام مرگش، همچنان در این سمت باقی ماند. همچنین در سال 1923 هودینی به عنوان رئیس شرکت «مارتینکا»، قدیمی‌ترین شرکت شعبده‌بازی و جادوگری آمریکا انتخاب شد.

الکساندر هرمان

الکساندر هرمان - شعبده‌باز معروف فرانسوی- در هشتم فوریه سال 1844 در پاریس به دنیا آمد. او با نام هرمان بزرگ به شهرت رسید و یکی از اعضای خانواده هرمان ما بود که به عنوان اولین خانواده شعبده‌باز شناخته می‌شدند. او از بهترین کسانی بود که در حوزه شعبده‌بازی برنامه اجرا می‌کرد.

پدرش - ساموئل هرمان- ‌پزشکی بود که به صورت تفریحی در سفرهایش به اروپا به عنوان شعبده‌باز فعالیت می‌کرد و او بارها برای سلطان ترک، ناپلئون و افراد معروف دیگری هم برنامه اجرا کرده بود و حتی یک بار از ناپلئون یک ساعت طلا به عنوان دستمزد دریافت کرد؛ ولی شغل او به عنوان پزشک وقت زیادی از او می‌گرفت و باعث شد ساموئل شعبده‌بازی را کنار بگذارد. الکساندر هرمان که کوچک‌ترین فرزند خانواده بود، مانند برادرش راه پدر را به صورت حرفه‌ای ادامه داد. او تا آخرین روزهای عمرش ساعت طلای پدرش را همراه داشت و از آن به عنوان انگیزه‌ای برای ادامه دادن کارش یاد می‌کرد.

ساموئل به مرور حقه‌هایی را که آموخته بود، به پسر بزرگش کارل یاد داد و سپس کارل نیز تحصیلاتش را رها کرده و به سن پترزبورگ رفت تا شعبده‌بازی را به صورت حرفه‌ای دنبال کند. او وقتی علاقه برادر هشت ساله‌اش - الکساندر- را به دنیای شعبده و جادو دید، او را نیز با خود به روسیه برد تا هنر شعبده را به او بیاموزد. کارل برای مدت‌ها الگوی الکساندر هرمان بود، آن دو با یکدیگر تورهای نمایشی زیادی در سراسر اروپا برگزار کردند و سرانجام وقتی الکساندر مهارت کافی به دست آورد، در سال 1862 از برادر خود جدا شد و به آمریکا سفر کرد تا به صورت انفرادی برنامه اجرا کند.

الکساندر اولین برنامه خود را در سالنی معروف در لندن برگزار کرد. این سالن با معماری مصری و الهام گرفته از هنر مصر، تنها سالن مشهور لندن بود که تا آن روز شعبده‌بازان بزرگی در آن برنامه داشتند. الکساندر هرمان نیز موفق شد به این سالن راه پیدا کند و به شهرت جهانی برسد. او سال‌ها به همراه همسرش - آدلاید هرمان- به روی صحنه رفت. معلق ماندن در هوا به روش روبرت هودین و گرفتن گلوله به سبک جدیدی که ابداع کرده بودند، از نمایش‌های محبوب الکساندر و آدلاید بود. هرمان شوخ طبع بود و گاهی برای جلب توجه و افزودن محبوبیتش کارهای جالبی می‌کرد. روزی با یکی از دوستانش در خیابان راه می‌رفتند. او متوجه دو پلیس شد که در سمت دیگر خیابان ایستاده بودند، برای جلب توجه به سمت دو مرد رفت و دستمال گردن یکی از آنها را دزدید. مرد مالباخته پلیس‌ها را صدا کرد و موضوع را به آنها گفت. در همین حین یکی دیگر از حضار متوجه شد ساعتش نیست، او نیز به هرمان مشکوک شد و اصرار داشت که ساعت را او دزدیده. پلیس‌ها می‌خواستند او را بگردند؛ ولی هرمان در کمال خونسردی گفت: «بهتر است اول جیب‌های خودتان را بگردید!» در کمال ناباوری ساعت در جیب یکی از پلیس‌ها و دستمال گردن در جیب دیگری بود. در عرض چند ثانیه مدال افتخار یکی از پلیس‌ها هم ناپدید شد و هرمان پیشنهاد داد: «مرد صاحب ساعت را بگردید، شاید مدال پیش او باشد.» و پلیس با تعجب مدال را از جیب مرد بیرون آورد، هرمان لبخندی زد و گفت، «شما اشتباه کردید، چون به نظر می‌رسد تنها آدم صادق در این جمع من باشم!»

پلیس‌ها فکر کردند هرمان مسخره‌شان می‌کند، پس دستگیرش کردند ولی هرمان توانست بی‌گناهی خود را ثابت کند و به آنها گفت این فقط یک حقه شعبده‌بازی بوده و پلیس‌ها آزادش کردند.

گاهی شوخ طبعی او برایش دردسر ساز می‌شد، یک‌بار با یک روزنامه‌نگار در رستورانی قرار‌مصاحبه داشت. حتی در زمان کارهای جدی هم شیطنت رهایش نمی‌کرد. او با یک شعبده‌بازی ساده در ظرف سالاد روزنامه‌نگار الماسی واقعی را ظاهر کرد. روزنامه‌نگار که از هرمان کله شق‌تر بود، در یک حرکت سریع الماس را به پیشخدمتی که برای جمع کردن ظرف‌ها آمده بود، هدیه داد. هرمان به دردسر افتاد چون پیشخدمت به هیچ وجه حاضر نبود سنگ قیمتی را پس دهد!

هرمان همیشه در برنامه هایش با کت و شلوار مخمل مشکی، کلاه استوانه‌ای و دستکش‌های سفید که مد شعبده‌بازان آن زمان بود، حاضر می‌شد. او همیشه برنامه‌اش را با در آوردن دستکش‌های سفیدش و ناپدید کردنشان در یک چشم به هم زدن میان دستانش شروع می‌کرد و بعد با ظاهر کردن اسکناس‌های دلار در هوا و بیرون کشیدن خرگوش از کلاه تماشاچیان، برنامه‌اش را ادامه می‌داد.

خرگوش را به هوا پرتاب می‌کرد و با شلیک گلوله به آن، ناگهان خرگوش میان زمین و هوا ناپدید می‌شد! و در آخر برنامه، پیش از اینکه پرده‌ها بسته شوند، او دوباره خرگوش را ظاهر می‌کرد و در حالی که خرگوش بی‌توجه به او گوش هایش را می‌خاراند، هرمان نوازشش می‌کرد و با او حرف می‌زد. هرمان افسانه 12 شعبده‌بازی را که با نمایش گلوله جان خود را از دست داده بودند، می‌دانست؛ برای همین او نسخه‌های جدید و مبتکرانه‌ای از این نمایش را به سبک خودش طراحی کرد و هر بار یکی را به کمک دستیارش - بیلی رابینسون- به اجرا می‌گذاشت. ولی به خاطر خطرهای احتمالی این نمایش فقط در موقعیت‌های خاص اجرا می‌شد.

هرمان تنها 52 سال داشت که در بازگشت از یکی از تورهای نمایشی‌اش در قطار دچار ایست قلبی شد و از دنیا رفت. پس از مرگ او، خواهر زاده‌اش لئون هرمان به آمریکا رفت تا به همراه آدلاید و به جای الکساندر نمایش اجرا کنند و برنامه را سرپا نگه دارند. هرمان معتقد بود موفقیت برنامه‌های یک شعبده‌باز به زودباوری طرفدارانش بستگی دارد. هر چه مردم زودباورتر باشند، نمایش‌های شعبده‌باز حس کنجکاوی آنها را بیشتر بر می‌انگیزد و حیرت آورتر خواهد بود.

دیوید بلین

دیوید بلین در چهارم آوریل سال 1973 در نیویورک متولد شد. مجله نیویورک تایمز بلین را هودینی عصر جدید معرفی کرده است. مادر بلین، معلم و پدرش سرباز قدیمی جنگ ویتنام بود که البته در کودکی بلین از هم جدا شدند. هنگامی که بلین چهار ساله بود، روزی با مادرش سوار مترو شد. در همان هنگام معرکه‌گیری خیابانی را دید که کارهای عجیب و غریبی انجام می‌داد. کودک چهارساله مسحور شعبده‌باز شده بود و از همان زمان جرقه جادوگری در ذهنش زده شد.

در سال 1997 اولین برنامه تلویزیونی بلین به نام «دیوید بلین: جادوی خیابانی» از کانال‌ ای‌بی‌سی به روی آنتن رفت. به این ترتیب نام بلین سر زبان‌ها افتاد. او در این باره گفت: «دوست دارم جادو را همان طور که صد سال پیش بود، به روی صحنه بیاورم.»

از کارهای معروف بلین می‌توان به زندانی شدن در بلوک یخی، ایستادن روی تیر برق 30 متری پارک بریانت نیویورک، زنده ماندن در محفظه شیشه‌ای به مدت 44 روز بدون غذا و تنها با نوشیدن چهار و نیم لیتر آب در روز اشاره کرد و هفت روز محفوظ ماندن در تابوت پر از آب، از معروف‌ترین اجراهای بلین است که سبب شد لقب هودینی عصر جدید را به او بدهند.در پنجم آوریل سال 1999 بلین تصمیم گرفت تا در یک محفظه پلاستیکی در بسته که با سه تن آب پر شده بود، به مدت هفت روز مسیر مشخصی را طی کند.

به گفته شبکه سی‌ان‌ان، تنها راه ارتباط بلین با بیرون زنگ اخباری بود که در هنگام خطر به آن دسترسی داشت. در طول این اجرا، بلین هیچ چیز نخورد و تنها در روز دو تا سه قاشق غذاخوری آب می‌نوشید. حدود 75 هزار نفر برای تماشا به محل اجرا آمده بودند که در میان آنها، برادرزاده هودینی، مری بلود هم حضور داشت. او در این باره گفت: « اگر چه عموی من همه را با کارهایش به حیرت وا داشت اما هرگز نتوانست چنین کاری انجام دهد.» سرانجام پس از هفت روز، در دوازدهم آوریل صدها خبرنگار برای باز کردن در تابوت حضور یافتند تا خبرساز هودینی عصر جدید شوند. هنگامی که بلین از تابوت بیرون آمد، رو به جمعیت کرد و گفت: «من شاهد لحظه‌هایی باورنکردنی بودم. من دیدم که مردم از هر‌نژاد و مذهب با هر گروه سنی، دور هم گرد آمده بودند تا برنامه مرا تماشا کنند و این باارزش‌ترین چیز برای من است.»

روبرت هاربین

روبرت هاربین در سال 1909 متولد شد. او از معروف‌ترین شعبده‌بازان انگلیسی بود. که با نام ند ویلیام به دنیا آمد و پس از به شهرت رسیدن، نام روبرت هاربین را برای خود انتخاب کرد. از شعبده‌های معروفی که او ابداع کرد، شعبده «دختر زیگ زاگی» است. در این نمایش که تا حدودی شبیه نمایش اره کردن است، دستیار شعبده‌باز در حالی که ایستاده به سه قسمت تقسیم می‌شود. روبرت هاربین همچنین یکی از کسانی بود که در هنر اوریگامی (هنر ساختن سازه‌های کاغذی) هم توانست نام خود را ثبت کند. او در این کار خبره بود.

روبرت جوان زمانی که در مدرسه تحصیل می‌کرد با شعبده‌بازی آشنا شد. روزی در یکی از جشن‌های مدرسه شعبده‌بازی حضور داشت و روبرت برای اولین‌بار نمایش‌های شعبده‌بازی را آنجا دید و مسحور آن شد. 20 سالش که شد به لندن رفت و در یک ‌سالن به عنوان شعبده‌باز آماتور مشغول به کار شد. بعد از اینکه کمی شناخته شد، برنامه‌ای در یک سالن تئاتر گرفت و با نام « ند ویلیام، پسرشعبده‌باز» برنامه هایش را اجرا می‌کرد. او پله‌های موفقیت را یکی پس از دیگری طی کرد و توانست به سالن‌های نمایش دیگر هم راه پیدا کند.

او اولین شعبده‌باز انگلیسی‌‌ای بود که پای نمایش‌های شعبده‌بازی را به تلویزیون باز کرد و اولین برنامه تلویزیونی‌اش را برای کانال بی‌بی‌سی ضبط کرد و بعدها در سال 1940 برنامه خودش را جلوی دوربین برد. هاربین بیشتر حقه‌های خود را به صورت کتاب به نگارش در آورد، اگرچه او روی صحنه همیشه می‌درخشید؛ ولی در امر نویسندگی استعداد چندانی نداشت.

در کنار شعبده‌بازی، او به هنر اوریگامی هم علاقه‌مند بود و در سال 1953 بود که شیفته این هنر شد. او از این هنر به عنوان جادوی کاغذ یاد می‌کرد و با تمرین توانست مهارت کافی در این هنر کسب کند تا جایی که اولین رئیس انجمن اوریگامی انگلستان بشود. بعد از شعبده‌بازی برنامه‌های زیادی هم با موضوع اوریگامی در تلویزیون برای بچه‌ها ضبط کرد. هاربین روبرت در سال 1978 در 69 سالگی در وست مینیستر انگلستان در‌گذشت.

جانی تامپسون

جانی تامپسون از مطرح‌ترین شعبده‌بازان لاس وگاس است. او در کنار شعبده‌بازی به صورت حرفه‌ای سازدهنی می‌نواخت و اولین بار کار هنری خود را با موسیقی آغاز کرد. سپس به یک گروه کمدین پیوست و با ادغام کردن شعبده و کمدی سبک جدیدی برای خود ابداع کرد و پله‌های موفقیت را یکی پس از دیگری طی کرد. بعد از ازدواج، همسرش - پاملا هایز- هم به او ملحق شد جانی و پاملا سال‌هاست که نمایش‌های جادویی و کمیکی را به روی صحنه می‌برند که در آنها جانی نقش یک جنتلمن شیک پوش ولی احمق را بازی می‌کند.

یکی از اجراهای منحصر به فرد او طی برنامه، ظاهر کردن چندین کبوتر سفید و زیبا روی صحنه است. این کبوتر‌های دست‌آموز هم پس از ظاهر شدن قسمتی از نمایش را در دست می‌گیرند. برنامه‌های این زوج هنری با نام «تامپسونی بزرگ» به شهرت رسید. جانی و همسرش با اجراهایشان، رنگ و لعاب جدیدی به سالن‌های نمایش لاس وگاس دادند؛ ولی آوازه شهرت آنها محدود به لاس وگاس نیست.

آنها در اکثر کشورهای بزرگ تا به امروز برنامه داشته‌اند. جانی تامپسون علاوه براینکه یک شعبده‌باز زبردست است، یکی از بهترین آموزگاران در زمینه شعبده‌بازی هم هست که از آموختن دانشش به دیگران دریغ نمی‌کند. او در پشت صحنه برنامه‌های شعبده‌بازانی چون پن و تلر، لانس بورتون و برنامه مایند فریک کریس آنجل دست داشته است. او و همسرش پاملا، جوایز زیادی نیز برای اجراهایشان کسب کرده‌اند، جوایزی چون «جایزه سوپراستار دنیای شعبده»، «جایزه شعبده‌باز سال»، «جایزه پرینس رینر» و جوایز متعدد دیگری که تنها شعبده‌بازان بزرگ می‌توانند از آن خود کنند.

جان هنری آندرسون

جان هنری آندرسون یکی از زبردست ترین شعبده‌بازان زمان خود بود. او یکی از اولین کسانی بود که هنر شعبده‌بازی را از خیابان‌ها به سالن‌های نمایش کشاند تا با اجراهای ماهرانه و منحصر به فرد خود، تماشاچیان را سرگرم و دلشاد کند.

او در سال 1814 در اسکاتلند به دنیا آمد. پدرش کشاورز بود و زمانی که جان هنری تنها 10 سال داشت، از دنیا رفت. آندرسون که تنها شده بود، مجبور شد برای گذران زندگی‌اش در یک آهنگری شاگردی کند؛ ولی بلندپروازتر از این حرف‌ها بود و در رویاهایش خود را یک هنرپیشه می‌دید. برای همین آهنگری را رها کرد و به گروهی از هنرمندان دوره‌گرد پیوست. در همین زمان بود که او اولین نمایش شعبده‌بازی را دید و تحت تاثیر آن قرار گرفت. در 17‌سالگی او فعالیت خود را به عنوان شعبده‌باز آغاز کرد و نمایشی هم در قصر لرد پن مور به اجرا گذاشت. لرد که از مهارت و زیرکی او خوشش آمده بود، او را تشویق کرد و مورد تایید قرار داد.

تایید لرد پن مور به منزله تبلیغ بزرگی برای آندرسون بود و بعد از مدتی به او پیشنهاد برگزاری تورهایی نمایشی داده شد. آندرسون هم پذیرفت و این تورها سه سال طول کشید و او را به شهرت رساند و توانست لقب بزرگ‌ترین و ماهرترین جادوگر قرن را از آن او کند؛ به‌طوری که مردم وقتی می‌شنیدند آندرسون در شهر است، از دورترین نقاط می‌آمدند تا نمایش‌های او را تماشا کنند.

او اجراهای خلاق و زیبایی داشت؛ نمایش‌هایی که تا به آن روز کسی اجرا نکرده بود. گفته می‌شود او اولین کسی بود که خرگوشی زنده را از داخل کلاهش در آورد و مردم را شگفت زده کرد. گرفتن گلوله‌ای که از تفنگ شلیک می‌شود، بدون اینکه خودش آسیبی ببیند هم از دیگر نمایش‌های مشهور اوست. اگر چه او مخترع این نمایش نیست؛ ولی او این نمایش را به شهرت رساند و مهارت و هنرش در اجرای آن باعث شد تا به نام او ثبت شود. حتی امروز هم می‌بینیم شعبده‌بازان مشهوری چون کریس آنجل این نمایش را به سبک خودشان اجرا می‌کنند.

از دیگر نمایش‌های او بطری تمام نشدنی است؛ بطری‌ای که به هنر آندرسون هر نوشیدنی‌ای را به درخواست تماشاچیان در لیوان‌هایشان می‌ریخت. در سال 1846 او به اطراف اروپا سفر کرد و تقریبا در تمام شهرهای اروپا هنرش را به نمایش گذاشت و سرانجام در سال 1849 به لندن برگشت تا برای ملکه ویکتوریا و پرنس آلبرت برنامه اجرا کند.

برای مدتی از شعبده‌بازی دست کشید و میدان را به رقبایش سپرد، در این مدت هنرپیشگی می‌کرد؛ ولی عشق و علاقه‌اش به شعبده‌بازی او را دوباره به این عرصه کشاند و در سال‌های 1859 و 1866 دوباره تورهای نمایشی خود را آغاز کرد. او چهار فرزند دارد که همه آنها در همین حرفه مشغولند و مدتی نیز با پدر خود کار می‌کردند. آندرسون تمام 60 سال عمر خود را به پای این هنر گذاشت و سرانجام در سال 1874 در گذشت.

«وظیفه شعبده‌باز سرگرم کردن و شاد کردن بینندگان است، نه اینکه کاری بکند که دیگران نمی‌توانند انجام دهند»، این همان شعاری است که او مبنای اجراهایش قرار می‌داد و به راستی هم توانست با همین شعار، نام خود را به عنوان یکی از بهترین و مشهورترین شعبده‌بازان در دنیای سحر و جادو ماندگار کند.

کریس آنجل

کریس آنجل اساسا یک هنرمند پولساز است که با استفاده از شعبده‌های باور نکردنی‌اش به شهرت رسیده است. کریستوفر نیکولاس سارانتاکوس که همه او را با نام هنری کریس آنجل می‌شناسند، در 19 دسامبر 1967 در خانواده‌ای یونانی- آمریکایی به دنیا آمد. کریس با عشق به موسیقی و علاقه به سحر و جادو بزرگ شد و از همان کودکی به شدت تحت تاثیر دو شعبده‌باز بزرگ هری هودینی و ریچاردی جی آر قرار گرفت. او برای اولین بار شعبده‌بازی را در شش سالگی از عمه‌اش استلا با فوت و فن کارت بازی آموخت و از آن زمان بود که مجذوب دنیای سحر و جادو شد و پس از به اتمام رساندن دبیرستان تصمیم گرفت راه خود را در زمینه شعبده‌بازی و تردستی ادامه دهد و یک شعبده‌باز حرفه‌ای شود.

کریس ساعت‌ها در کتابخانه وقت خود را به خواندن کتاب‌ها و حقه‌های شعبده‌بازان و ساحران می‌گذراند و حقه‌های شعبده‌بازی را با علاقه‌ای بسیار و وسواس عجیبی دنبال می‌کرد و در این زمینه مهارت‌های بسیاری کسب کرد. کریس اولین برنامه هایش را در حضور خانواده به اجرا گذاشت و سپس چنان در این حرفه رشد کرد که به جشن‌های خصوصی و رستوران‌ها راه یافت و به اجرای برنامه پرداخت.

در 14 سالگی به طور مرتب هر هفته در کافه‌ها و رستوران‌های اطراف محل زندگی خود اجرا داشت و در 19 سالگی درآمدی برابر با 3 هزار دلار در هفته از اجرای برنامه در جشن‌ها و مراکز مختلف به دست می‌آورد. سپس در سال 2001 با فصل اول برنامه مایندفریک ظاهر شد و شهرتی جهانی یافت. پس از آن به لاس وگاس نقل مکان کرد و ایده پروژه جدیدی در ذهنش جرقه زد : تولید یک مجموعه تلویزیونی.

او برنامه تلویزیونی خود را با نام «کریس آنجل مایند فریک » که در خیابان‌های لاس وگاس تصویر برداری می‌شد، برای اولین بار از طریق شبکه تلویزیونی A&E در جولای 2005 پخش کرد. این برنامه به شدت مورد استقبال قرار گرفت و موفقیت دیگری برای کریس رقم زد. از حقه‌های معروف این برنامه می‌توان به راه رفتن بر روی آب، دو نیم کردن زنی در یک پارک عمومی و پرواز بر روی آتش و خوابیدن بر بستری از میخ اشاره کرد.

معروفیت کریس و خارق‌العاده بودن تردستی هایش نظر کارگردان سیرک، دو سولی را به خودش جلب کرد و سرانجام پس از یک سال گفت‌وگو و مذاکرات، کریس آنجل در سال 2006 به اعضای سیرک دو سولی پیوست تا نمایش خارق‌العاده‌ای به نام «باور» را در هتل لاکسور لاس وگاس به اجرا بگذارند.

«باور کریس آنجل» در سال 2008 ،همزمان با هشتاد و دومین سالگرد مرگ هودینی به نمایش گذاشته شد. کریس به غیر از شعبده‌بازی دستی هم در موسیقی دارد.

او مدتی خواننده گروه آنجل داست بود. کریس کتابی هم به کمک لورا مورتن، به نگارش در آورده و در آن راز بعضی حقه‌های نمایشی خود را افشا کرده است. این کتاب با نام «افشای راز» در 24 آوریل 2007 به چاپ رسید و تا مدت‌ها یکی از پرفروش ترین‌ها به روایت روزنامه معتبر لس آنجلس تایمز بود.

کریس آنجل محبوبیت زیادی بین مردم در سراسر دنیا دارد؛ از آمریکا و اروپا گرفته تا آسیا و استرالیا و آفریقا. او این محبوبیت را به خاطر کارهای خارق‌العاده و دور از باوری که انجام می‌دهد به دست آورده و تا به حال توانسته رکوردهای بسیاری را هم به نام خود ثبت کند؛ مثل رکورد طولانی ترین زمان ماندن در آب به مدت 24 ساعت بدون نوشیدن و آشامیدن، تنها با یک منبع اکسیژن، رکورد طولانی ترین معلق ماندن در هوا به مدت پنج ساعت و 42 دقیقه، رکورد سریع‌ترین فرار از بشکه حاوی نوشیدنی

(دو دقیقه و 30 ثانیه). او بارها به عنوان بهترین شعبده‌باز شناخته شده و جایزه گرفته است و شعبده‌بازی است که تصویرش بارها روی جلد مجلات بزرگی در حوزه شعبده‌بازی و تردستی چون مجله مجیک (اکتبر 2003) و مجله جنی (دسامبر 2003) به چاپ رسیده.

تاکنون ویدئوهای او در یوتیوب، پنج برابر ویدئوهای دیوید بلین و 10 برابر دیوید کاپرفیلد بیننده داشته است. کریس آنجل در عصر حاضر از معروف ترین چهره‌های دنیای تردستی به شمار می‌رود.
 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/۸/٢٢
 
 
 

گزنونیا زنون عنصر شمارهٔ ۵۴ در جدول تناوبی عناصر است.

 

کشف هلیم و آرگون این اندیشه را به وجود آورد که احتمال دارد عناصر دیگری از گروه گازهای بی اثر وجود داشته باشد رامسی و تراورس به جستجوی این عناصر پرداختند و به سال ۱۸۹۸ سه گاز جدید در باقیمانده هوای مایع کشف کردند . آنها این سه گاز را گزنون نئون و کریپتون نامیدند این گاز در سال ۱۸۹۸ در انگلستان توسط William Ramsay (ویلیام رامسای) و Morris Travers (موریس تراورز)بعد از کشف کریپتون و نئون از هوای مایع کشف شد.

نام گزنون (xenon)صورت خنثی از واژه یونانی xenos به معنی غریب است و می‌توان آن را به غریبه ترجمه کرد

مشخصات

گزنون عنصری با عدد اتمی ۵۴؛ در گروه گازهای بی اثر یا نجیب و در دوره پنجم جدول تناوبی جای دارد . جرم اتمی ۱۳۱٫۳۰؛ ظرفیتها ۲،۴،۶و ۸ . دارای نه ایزتوپ پایدار است.

خواص

گاز یا مایع بیرنگ، بی بو. گاز دارای چگالی۵٫۸۶۷۱ گرم بر لیتر (هوا=۱٫۲۹) و ثابت دی الکتریک برابر ۱٫۰۰۱۲ مایع آن دارای نقطهٔ جوش -۱۰۸٫۱۲ درجه سسیوس نقطه ذوب -۱۰۶٫۹ درجه سلسیوس غیر قابل سوختن؛ غیر سمی . از نظر شیمیایی غیر فعال است، اما کاملاً بی اثر نیست . ترکیب‌های گزنون عبارت‌اند از:فلوروئید گزنون(II)، هگزا فلورویید گزنون، فلورید گزنون (I)، اکسید گزنون(VI) پرگزنات سدیم

طرز تهیه

تقطیر جزء به جزء هوای مایع

کاربرد

  • لوله‌های لومینسانس
  • لامپهای فلاش زن در عکاسی
  • لیزر
  • مطالعات ردیابی
  • فلوئوریتمری
  • بیحسی
  • لامپ‌های ماشین (HID)

 

 
 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/۳/٢٠

من از چرخش الکترون ها به دور
هسته آموختم که کل جهان به دور مرکز هستی می چرخد و از حرکت پیوسته ذرات چه
ارتعاشی چه انتقالی یا دورانی که ثبات و سکون در آفرینش راه ندارد و پیوسته در مسیر
تغییر و تحول و تکامل هستیم.

از شیمی
آموختم که
هر چه
فاصله ما از مرکز افرینش وخالق هستی بیشتر باشد ما و نیستی ما آسانتر خواهد بود
همانطوری که جدا کردن الکترون از دورترین لایه اتم آسانتر است.

از تلاش
ذرات بی شعور برای پایدار شدن متعجب شدم
و
دریافتم که شعوری والا و اندیشه ای برتر در پس پرده هدایت گر نقش ها و طرح هاست از
پیوند اتم ها برای پایدارشدن دریافتم که اتحاد در مرز پایداری است و از گازهای نجیب
کامل شدن را رمز پایداری یافتم.

از بحث
واکنشهای چند مرحله ای و زنجیری آموختم که ما ذره های حد واسط مراحل زندگی هستیم که
در یک مرحله واکنش متولد می شویم و در واکنشی دیگر می میریم و هدف آفرینش و خلقت
فراتر از تولید و مصرف ماست.


از
بحث تعادل های شیمیایی و واکنشهای برگشت پذیر آموختم که جهان تعادلی است پویا و
دینامیک که گرچه در ظاهر خواص ماکروسکوپی ثابت و یا متغییری دارد اما در درون در
تکاپو و فعال است

 

... و از
شیمی آموختم که از دست دادن فرصت ها واکنش های برگشت ناپذیری هستند که تکرار انها
میسر نخواهد بود.

از شبکه
بلور جامد های یونی آموختم که با وجود تضادها می توان چنان گرد هم آمد و پیوستگی
ایجاد کرد که شبکه ای مقاوم در مقابل دماهای ذوب بالا بوجود آید..

 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

برجسته‌ترین روان‌شناسی که به کیمیاگری به عنوان ابزاری در جهت شفای بیماران نگریست، کارل گوستاو یونگ بود. هرچند که بعد از او نیز روان‌شناسان و اسطوره‌شناسان دیگری نیز به این مقوله توجه نمودند، اما در واقع بسط و گسترش ایده‌های کیمیاگرانه در روان‌شناسی، به نام او ثبت شده است. گفتیم که مهم‌ترین میراث یونگ از حکمت هرمسی، کیمیاگری است. این حکمت به بنیان‌گذار افسانه‌ای‌اش هرمس تریس مجیستوس یا هرمس بزرگ منسوب است. در حقیقت یونگ معادل تاریخی روان‌شناسی خود را در کیمیاگری قرون وسطی می‌یابد. کیمیاگری یا هنر تبدیل فلزات برای یونگ راه‌حلی برای اتحاد اضداد بود. او رمزهای کیمیاگری را شبیه صور مثالی می‌دانست. هرچند در ابتدا کیمیاگران در آزمایش‌های خود به دنبال طلا می‌گشتند، اما در این فرایند تنها هدف آنها جستن طلای واقعی نبود، به نظر می‌رسد طلای فلسفی و تغییرات روحانی خویش نیز برایشان ارزشی وافر داشته است. چنانکه عملاً از قرن شانزدهم و هفدهم نظریه‌پردازی عرفانی در این حکمت جای خود را به آزمایش‌های علمی داده و این حکمت را به سوی برداشت‌های نمادگرایانه کشاند. این‌جاست که بحث تبدیل جسم به روح و روح به جسم، مهم‌ترین مبحث حکمت هرمسی می‌گردد. طلا که از بیرون نموداری از حاصل کار کیمیاگر بود، جسم کدری به حساب می‌آمد که تابناک ‌شده یا نوری که جامد گشته است. در مرتبه‌ای معنایی، طلا شعور جسمانی است که استحاله ‌یافته، تبدیل به روح می‌گردد، که در جسم به استواری مستقر یا تثبیت می‌شود.
یونگ معتقد بود که کیمیاگری چون سایه‌ای است که ارتباطی جبرانی با مسیحیت دارد و اعتقادات یک جانبة مسیحی را که در اتحاد متضادها ناتوان‌مانده، کامل می‌کند. او در این مورد می‌گوید:
«به نظر نمی‌رسد فلسفه هرمتیک به هیچ‌وجه ضد مسیحیت کلیسا باشد. برعکس، مردم، این فلسفه را تکیه‌گاه دین مسیح به شمار می‌آوردند.» 
یونگ بسیاری مفاهیم اصلی کیمیاگری (از جمله سنگ کیمیاگر ، خواهر فلسفی ، روح مرکوریوس و ازدواج شیمیایی ) و مسیحیت را آمیخت و از آمیزش آنها بهره‌های بسیاری برد. در حقیقت توانست با ازدواج تاریکی مادرانه‌ی کیمیاگری و نور پدرانه‌ی مسیحیت و اتحاد این اضداد راهی جهت رسیدن به تمامیت خود که غایت روان‌شناسی اوست، بیابد.
اما یکی از دلایل جلب توجه یونگ به کیمیاگری را می‌توان تأثیر پاراسلوس یا پارسلز دانست. این تأثیر نوعی میراث خانوادگی برای او به شمار می‌رود. پارسلز، طبیب، عارف و کیمیاگر نامدار قرن شانزدهم میلادی، تأثیر بسیاری بر گروهی که بعدها به آن طریقت برادران گل خاج گذاشت. یونگ از طریق یکی از اجدادش به نام کارل یونگ داروساز، از تألیفات کیمیاگرانه‌ی آن گروه استفاده می‌کرد. یونگ(کارل گوستاو) وقتی از این رابطه باخبر می‌شد که مشغول ساختن خانه‌ی خود، یعنی برج بولینگن بود. با کشف این موضوع به سراغ مدارک باقی‌مانده از کارل یونگ رفته و متوجه می‌شود که داروسازی در قرن هفدهم به شدت متأثر از کیمیاگری بوده است. کشف همین مبحث سبب شد که توجه‌اش به پارسلز معطوف شود. چنانکه در کتاب روان‌شناسی و کیمیاگری، مکرراً از او یاد می‌کند. البته دلیل دیگر توجه یونگ به پارسلز، همذات‌پنداری او با گوته بود. گوته نیز در جوانی پس از خواندن آثار پارسلز به شدت از او تأثیر می‌گیرد. تا آنجا که حتی برخی از منتقدان ادبی سرگذشت دکتر یوهان فاوستوس را که الهام‌بخش کریستوفر مارلو و بعد از آن گوته بود، ملهم از زندگی این کیمیاگر بزرگ می‌دانند. 
اولین آشنایی یونگ با گوته وقتی بود که مادر یونگ به او پیشنهاد کرد، فاوست را بخواند. یونگ معتقد است این کتاب برایش مرهمی معجزه‌آسا بود؛ زیرا درست در هنگامی‌که به موجودیت شر و شیطان، رنج و عدم‌کمال می‌اندیشید، کسی را یافته بود که شیطان را جدی بگیرد تا حدی که با او هم‌پیمان شود. یونگ از رفتار فاوست متأسف شد، اما این شخصیت، هیچ‌گاه دست از او برنداشت. در واقع گوته با فاوست همواره در اکثر قریب به اتفاق آثار او حضور یافت. البته چنان‌که پیش‌تر نیز به آن اشاره شد، همذات‌پنداری یونگ با فاوست را علاوه‌بر موقعیت شخصی و داستانی او، بر اساس شایعات خانوادگی‌اش نیز دانسته‌اند. اما به هر شکل و دلیل، فاوست همراه با یونگ چون سایه‌ای باقی ماند.
اما گوته چطور فاوست را آفرید؟
گوته تحت‌تأثیر کیمیاگری قرار گرفت و خلق شخصیت فاوست که کیمیاگران قرن شانزدهمی است، به همین دلیل بود. گوته در کنار دوشیزه فون کلتبرگ پارسامنش، که دوستی نزدیکی با مادرش داشت با کیمیاگری و خصوصاً پارسلز (پارسلوس) آشنا شد و چون کریستوفر مارلو جذب شخصیت او گردید. افسانه فاوست را که داستان خیالی زندگی پارسلز است، خلق کرد.
یونگ حتی علاقه‌ی خود را به کیمیاگری نیز در نسبت با هم‌ذات‌پنداری که با گوته و شخصیت آفریده‌اش دارد، قرار می‌دهد:
«من کار خود در زمینه‌ی کیمیاگری را به عنوان نشانه‌ای از رابطه‌ی درونی خویش با گوته به حساب می‌آورم. راز گوته آن بود که گرفتار سرپنجه‌ی آن فرایند دگرگونی مثلی بود که در طول قرون جریان یافته بود. او فاوست خود را به عنوان یک opus magnum یا divinum در نظر گرفت و آن را کار اصلی خود خواند و سراسر زندگی‌اش در چهارچوب این نمایش‌نامه گذشت. بنابراین، آنچه در درون او زنده و فعال بود، جوهری زنده بود، فرایندی فوق‌فردی، رویای بزرگ mundus archetypus) دنیای مُثُلی). خود من نیز اسیر همین رؤیا هستم و از یازده‌سالگی فقط در یک کار که کار اصلی من است غوطه‌ور بودم. زندگی مرا یک تصور و یک هدف لبریز کرد و انجام بخشید: رخنه‌‌کردن در راز شخصیت. از این نقطه‌ی مرکزی می‌توان همه‌چیز را توجیه کرد و همه کارهای من به این موضوع مربوط می‌شود.» 
اما چرا این داستان برای یونگ اهمیت داشت؟
او به فاوست اهمیت می‌داد، زیرا که از نظر او فاوست نماینده، معضل تمام عالمان امروز است. هرچند این مشکل قرن‌ها طول کشید تا شکل گرفت و به وضعیت کنونی رسید، اما شاید بتوان گفت این مشکل هیچ‌وقت مثل امروز درک نمی‌شد یا شاید هیچ‌ کس آن را به خوبی یونگ ترسیم نکرد. چگونه خود را از تضاد خیر و شر، روح و جسم و علم و ایمان رها کنیم. او وضعیت فاوست را نمایانگر مشکلات طبقه‌ای می‌دانست که در هر دو قلمروی علم و ایمان مسیحی، رشدی فردی داشته‌اند. در واقع از نظر یونگ مفیستوفلس به عنوان نماینده‌ی شیطان چیزی نیست، جزسایه‌ی شخصیت خود فاوست به عنوان یک دانشمند




 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩٠/۱٢/٤

یونگ هنگامی که پا در نیمه دوم زندگی خود گذاشت، یعنی از حدود سال‌های 1918 تا 1926 به مطالعات جدی در مورد آثار گنوسی پرداخت؛ زیرا که معتقد بود آنها نیز مانند او با دنیای ابتدایی ناخودآگاه، مواجه‌شده و با محتویات آن سروکار داشته‌اند. پس از خواندن متن گل‌زرین که ریچارد ویلهلم برایش فرستاده بود، به مطالعه آثار کیمیاگری به شدت علاقمند شد. کم‌کم دریافت که کیمیاگری حاکی از ارتباط تاریخی با مذهب گنوسی است و به این ترتیب میان گذشته و حال استمرار دارد. یونگ به این نتیجه رسید؛ که کیمیاگری فلسفی قرون وسطی، از یک طرف به مذهب گنوسی و از طرف دیگر به روان‌شناسی جدید ناخودآگاه ارتباط دارد. درواقع روان‌شناسی تحلیلی او به شکلی غریب با کیمیاگری منطبق می‌شد. همان‌طور که او به دنبال تمامیت وجود می‌گشت، کیمیاگران نیز این معنا را جستجو می‌کردند. او در کتاب روان‌شناسی و کیمیاگری خود از قول یکی از کیمیاگران قدیم می‌گوید که هنر(کیمیاگری) محتاج کل وجود انسان است. 
بنا به تعبیری کیمیاگران بیش از آنکه متوجه ایجاد طلای جسمانی باشند، طلای فلسفی را جویا بودند و قبل از آنکه به فکر تبدیل اجسام باشند، تغییر روحانی خویش را می‌طلبیدند. یونگ به این نتیجه رسید که کیمیاگری لایه پنهان یا سایه‌ی دین مسیح است. درواقع رؤیا در نسبت با خودآگاهی همان وضعی را داشت که کیمیاگری در نسبت با مسیحیت. کیمیاگری می‌کوشید تا شکاف‌هایی را که کشش اضداد در فلسفه مسیحیت ایجادکرده، پُر نماید که همین سبب رسیدن‌به تمامیت و کمال روح انسانی می‌شد. کیمیاگری درست برخلاف مسیحیت ظاهری، که سه‌گانه‌گرا بود، توجه بسیاری به چهارگانه‌ها داشت. درواقع نقشی که مسیحیت بعدها به آن توجه کرد ـ یعنی بعد زنانه، مادرانه و جسمانی ـ کیمیاگری از آغاز آن را دارا بود. یونگ نمادگرایی چهارگانه‌ها را حتی در طبیعت روانی کار کیمیاگران مؤثر می‌دانست. او این طبیعت را به چهار بخش تقسیم می‌کرد:
1- فرافکنی محتویات روانی: یونگ معتقد بود که ریشه‌ی واقعی کیمیاگری را نباید بیشتر در فلسفه جست، بلکه باید آن را در فرافکنی‌های روانیِ هر محقق منفرد یافت. از نظر او وقتی کیمیاگر روی آزمایش‌های شیمیایی خود کار می‌کرد، دارای تجربیات خاصی می‌شد و آنها را به صورت حرکت خاص فرایند شیمیایی می‌دید. از آنجا که موضوع فرافکنی در میان بود، طبیعتاً او از این واقعیت آگاه نبود که این تجربه ربطی به اصل ماده ندارد؛ کیمیاگر فرافکنی خود را به عنوان خاصیت ماده تجربه می‌کرد، لیکن آنچه واقعاً تجربه می‌کرد، ناخودآگاه خودش بود. 
2- حالت ذهنی نسبت به کار: یونگ نقل می‌کرد که در برخی از کتب کیمیاگری آمده است که کار باید با حقیقت و نه با تخیلات عجیب و غریب انجام گیرد و نیز سنگ، هنگامی دوباره پیدا خواهد شد که جستجو بر جستجوگر سنگینی کند؛ این اشاره را، یونگ تنها در صورتی قابل فهم می‌دانست که به این معنی باشد که برای کشف سنگ معجزه‌گر، شرایط خاص روانی لازم است. به این ترتیب این دو اشاره حاکی از آن است که در واقع کیمیاگران عقیده داشتند که راز اساسی این هنر در ذهن انسان و یا به زبان روان‌شناسی در ناخودآگاه او نهفته است.
3- تعمق و تخیل: مفهوم تخیل از نظر یونگ مهم‌ترین کلید درک کار کیمیاگری بود. از نظر کیمیاگران عمل تخیل، فعالیتی جسمانی بود که امکان داشت به گردش تغییرات مادّی که توسط آنها ایجاد می‌گردید، تطبیق کند. به این وسیله کیمیاگر نه تنها خود را به ناخودآگاه، بلکه مستقیماً به جوهری بسط می‌داد که امیدوار بود آن را به‌واسطه‌ی قوّه‌ی تخیل دگرگون سازد. تعمق نیز از نظر کیمیاگران ژرف‌اندیشی تنها نبود، بلکه گفتگویی درونی و بنابراین رابطه‌ای زنده با ندای پاسخ‌دهنده‌ی آن شخص دیگر، در درون کیمیاگر یعنی ندای ناخودآگاه او به حساب می‌آمد. 
4- جان و جسم: جان را یونگ به روح جسمانی توصیف می‌کرد که در بدن انسان جای دارد و با ناخودآگاه او تطبیق می‌کند. مانند آنچه در نظام تانترایی ، چاکراها شمرده می‌شود. او از قول کیمیاگران نقل می‌کرد که جان تنها تا حدی در جسم محبوس است و توان فعالیت‌های خارج از بدن را نیز دارد که منظور کیمیاگران از این فعالیت‌های خارجی، اعمال کیمیاگرانه بود. 
این چهار مرحله باعث می‌شد که کیمیاگران نه تنها کمک خدا را برای انسان‌ها ببینند، بلکه صوری از خداوند را که در تاریکی ماد‌ّه پنهان بود، بیابند. به همین علت، یونگ به این نتیجه رسید که سنگ فلاسفه نه تنها با خود کیمیاگر که با مسیح نیز همانند است
 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩٠/۱٢/٤

یونگ در بررسی‌های خود در باب کیمیاگری به بحث‌هایی ازجمله رؤیاهای نخستین ، وجه نمادین ماندالا ، مفاهیم اساسی و بنیانی کیمیاگری، طبیعت روانی کیمیاگری، مواد اولیه کیمیاگری ، همانندی سنگ با مسیح و نمادگرایی در کیمیاگری پرداخت. آنیما یا روان‌انگاره‌ی تفکر خود را در وجود خواهر فلسفی کیمیاگر یافت و انگاره‌ی ناخودآگاه جمعی خود را در لغزندگی جیوه یا روح مرکوریوس مشاهده کرد و دیوهای وحشت‌انگیزی که کیمیاگران در قرع و ابنیق‌های خود گزارش کرده بودند را، صور مثالی‌ای دانست که روح و روان کیمیاگران را بازنمود می‌کرد. اما آخرین دستورالعمل کیمیاگری که یونگ با دقت آن را پردازش کرد، ازدواج شیمیایی است که هم‌زمان با فوت همسرش در سال 1955 و در سن 80 سالگی به مطالعه آن مشغول شد. او بر اساس یک متن قدیمی کیمیاگری به نام باغ گل سرخ فلاسفه این فرایند را در ده مرحله روان‌شناختی توصیف کرد :

1- چشمه جیوه: مواد در این چشمه نماینده‌ی چهار کنش یونگ و تمامیت خود به عنوان پنجمین عنصر است و معادلی زیرزمینی و مخفی نیز برای تثلیث مسیحیت به شمار می‌رود.
2- شاه و ملکه : شاه و ملکه از نظر یونگ شکل‌هایی از ناخودآگاه کیمیاگر و دستیار مؤنث او یعنی آنیماست. و به تعبیری نیز ملاقات اولیه تحلیل‌گر و بیمار می‌باشد. 
3- حقیقت عریان : در این مرحله غرایز حیوانی و خودآگاه ابتدایی او تمام می‌شوند و هیچ توهم یا تخیلی، آنها را سرکوب نمی‌کند.
4- فرورفتن در روان : در این مرحله شاه وملکه یا به تعبیر یونگ، روح و تن با فرورفتن در ناخودآگاهی به یکدیگر می‌پیوندند.
5- آمیزش : در این مرحله آب یا به تعبیری ناخودآگاهی شاه و ملکه یا روح و تن را دربرمی‌گیرد، چنان‌که آنان به آغاز یا آشوب عنان گسیختگی بازمی‌گردند. به تعبیری نطفة سنگ فلسفی در این مرحله بسته می‌شود.
6- مرگ و گندیدگی : در این حالت که نیگردو یا سیاهی نام دارد، شاه و ملکه (روح و تن) می‌میرند و به موجودی دیگر تبدیل می‌شوند که دوجنسی است. یعنی به تعبیر یونگ زندگی روانی مضمحل‌شده و آمیختگی هویت در ناخودآگاه صورت می‌گیرد. در واقع خود با روان‌انگاره متحد‌شده و شخصیت تازه‌ای را بوجود می‌آورد که مرکب از هر دو بوده که همان خودآگاه یا اتحاد تضادهاست.
7- عروج : روح از تن با رنج بسیار خارج می‌شود. روح بدن را به سوی آسمان ترک‌کرده تا بعدها بتواند به عنوان یک منجی یا نیروی شفادهنده به آن بازگردد، چیزی که در عروج و ظهور دوباره مسیح متجلی می‌شود. این مرحله به تعبیر یونگ اضمحلال خودآگاهی است و روان‌شناس باید بتواند روح و تن را در تجدید حیات یاری کند.
8- تطهیر : نور الهی سیاهی را می‌شوید و خبر از تولد روحانی می‌دهد. درواقع ناخودآگاه، خودآگاه می‌شود و بیمار درمی‌یابد که به هدف رسیده است.
9- بازگشت روح : روح دوباره به بدن دوجنسی بازمی‌گردد که درواقع در این مرحله بیمار شروع به ادغام تضادها در روان خویش می‌کند.
10- تولد دوباره یا رِبیس : موجود هرمافرودیت (دوجنسی) جدید متولد می‌شود و تمامیت خود و وحدت نور و تاریکی متحقق می‌گردد.
کیمیاگری با بحث‌هایی مانند اتحاد دو جنس و اتحاد جان و جسم و .. قبل از فیزیک مدرن از مرز میان روح و جسم یا روان و ماده یا ذهنیت و عینیت گذر کرد و اتحادی را ایجاد کرد که کیمیاگران آن را عالم واحد نامیدند. چنان که در فیزیک مدرن نیز کنش اجزاء ماده، کنشی ناشی از جمع مفاهیم ضد و نقیض بود. به‌طور مثال اوپنهایمر در کتاب علوم و استنباط عمومی خود می‌گوید: 


«اگر مثلاً از ما بپرسند که آیا موضع الکترون به یک حال باقی می‌ماند، باید بگوییم، نه. اگر از ما بپرسند که آیا الکترون موضع خود را با گذشت زمان تغییر می‌دهد، بایید بگوییم، نه. اگر از ما بپرسند که آیا الکترون در حال سکون است، ما باید بگوییم، نه. اگر از ما بپرسند آیا الکترون در حال حرکت است، باید بگوییم، نه.»

 
 

 



مطالب قدیمی تر »
فرزانه (ربابه)دریاباری
اینجانب ربابه (فرزانه) دریاباری فرزند سید صدر دانش آموخته کارشناسی روانشناسی مشاوره از دانشگاه فرح (الزهرا) می باشم0 به روانشناسی شخصیت محیط زیست تاریخ ادبیات فرهنگ و هنر ایران زمین دلبستگی فراوان دارم.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :